سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

208

تاريخ ايران ( فارسى )

تاريخ مزبور اصل و منشاء قوم مغول ، فتوحات چنگيز خان ، خوارزمشاهيان و جنگ هولاگو را با اسماعيليه تشريح نموده است . عطا ملك خود در اين نبرد ملتزم ركاب هولاگو بوده است . ديگر از تواريخ اين عصر جامع التواريخ رشيد الدين فضل الله مىباشد كه در زمان سلطنت غازان خان نوشته است . رشيد الدين تاريخ سلسلهء مغول و سلسله‌هاى معاصر ( قبلى ) آن را بيان نموده و به نظر ادواردبرون اين كتاب بهترين تاريخى مىباشد كه تاكنون در ايران نوشته شده است . چهارمين مورخ اين عصر ژاكوبى « 1 » مسيحى معروف به بارهبرو يا ابن العبرى « 2 » مىباشد كه كتاب خلاصهء تاريخ سلسله‌ها و پادشاهان را نوشته است . تاريخ ابن اليهود تا جلوس ارغون مىباشد و حائز اهميت زياد است . آخرين مورخ اين عصر شهاب الدين محمد نسوى وزير جلال الدين خوارزمشاه مىباشد كه در سال 639 ه ( 1241 ) يعنى ده سال بعد از فوت جلال الدين نوشته شده و در آن شرح حوادث زندگى و جنگهاى جلال الدين را مؤلف شرح داده است . تاريخ‌نويسان دوره بعد از جمله مورخينى كه بعدا تاريخ مغول را نوشته‌اند يكى ميرخواند و ديگرى نوه‌اش خواندمير است . ميرخواند در اواسط سدهء پانزدهم ميلادى متولد و در خدمت حامى و سرپرست خود على شير وزير سلطان حسين در دربار هرات بوده است . ميرخواند تاريخ مفصل ايران را بنام روضة الصفا در هفت جلد از خلقت تا سال 1471 م برشته تحرير درآورده است . روضة الصفا مانند ساير تواريخ اين عصر ضمن شرح تاريخ حكايات متعددى نقل نموده ، و بدين نحو از خشگى عبارت كاسته - است . خوندمير ملخص روضة الصفا را تأليف كرده ضمنا كتاب ديگرى در تاريچ مغول نوشته است . خواندمير هنگام شورش اوزبكان در سال 1528 م خراسان را ترك و بدربار بابر بهندوستان رفت . ياقوت ياقوت بن عبد الله در ميان علماى جغرافى مقام و مرتبهء اول را حائز مىباشد . او در سال 1179 ميلادى از يك خانوادهء يونانى اصل به دنيا آمد و در همان كودكى او را به غلامى فروختند اما با اين‌همه ياقوت به

--> ( 1 ) - Jacubite ( 2 ) - Barhebraeus .