سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

202

تاريخ ايران ( فارسى )

نيروى دريائى آن جمهورى يعنى ونيس نميتوان انتظار موفقيتى داشت و بنابرين هيئتى بسفارت به ونيس فرستاد و اين بىنهايت موجب مسرت و خوشوقتى رئيس‌جمهور و مشاورين او گرديده در عوض تصميم گرفتند كه يكنفر مأمور عاليمقامى را بسفارت نبزد اوزن حسن اعزام دارند ، توضيح اينكه او يعنى اوزن حسن ، تيودرا « 1 » يكى از بنات كالو جوهانيس « 2 » از آخرين امپرا - طوران طرابوزان « 3 » را به عقد نكاح خود درآورده بود و دختر ديگر امپراطور مزبور به ازدواج نيكولو كرسپو « 4 » ديوك مجمع الجزائر درآمده و در ميان دامادهاى او يكى هم كاترينوزنو « 5 » يكنفر امير بازرگان ونيس بوده است و همين شخص انتخاب شد كه بدربار « صاحبان گوسفندان سفيد » رفته پادشاه آن را حاضر كند كه به محمد دوم فاتح قسطنطنيه حمله به‌برد . در دربار اوزن حسن از كاترينوزنو با نهايت گرمى پذيرائى شده و مسئله خويشاوندى و انتساب او با ملكه آنچه را كه او ميخواست درست كرده و بالاخره شاه بدون هيچ اشكالى حاضر شد بمعيت نيروى دريائى ونيس كه در ساحل كارامانيا به كار انداخته ميشد برعليه سلطان عثمانى حمله‌ور گردد و بالاخره در 1472 ميلادى منازعات آغاز شده و يك دسته از سواران سبك اسلحهء آسياى صغير را مورد تجاوزات و تهاجمات قرار دادند ولى يك ستون طيار تحت فرماندهى مصطفى نام يكى از فرزندان سلطان يك لشكر ايرانى را شكست داد و در سال بعد يك سپاه نيرومند عثمانى بايران حمله برده ليكن در يك كوشش مأيوسانه‌اى براى عبور از فرات دفع شد و عقب كشيد و اوزن حسن كه دشمن را تعقيب و دنبال كرده بود در عوض شكست سخت خورده و با تلفات زياد مجبور بفرار گرديد و بعد از اينواقعه كاترينوزنو بسفارت از طرف اوزن حسن فرستاده شد تا امرا و شاهزادگان دنياى مسيحى را باهم متحد ساخته و برعليه عثمانيان قيام دهد و بعد از او جوزفاباربرو « 6 » بجاى او برقرار گرديد ، ليكن اوزن حسن چون از اروپا هيچگونه كومكى به او نرسيد عقل كرده از تعرض و حمله بدولت قوى و مهيب عثمانى بعد از اين صرف‌نظر نمود . پايدارترين نتيجهء اين هيئت‌هاى سياسى و نمايندگان همانا اقامت يكعده از

--> ( 1 ) - Theodora ( 2 ) - Calo Johannes ( 3 ) - Trebizond ( 4 ) - Nicolo Crespo ( 5 ) - Caterino Zeno ( 6 ) - Josafa Barbaro