سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

195

تاريخ ايران ( فارسى )

استوار كردن موقع خويش در خراسان و مازندران پرداخت . خليل سلطان كه سمرقند را در تصرف داشت به خزائن و گنج‌هاى بيشمارى كه جدش صاحبقران اندوخته بود براى خاطر زن محبوبهء خود شادى ملك دست اسراف گشوده و بناى هوسرانى و افراط را گذاشت و كار به جائى رسيد كه دو نفر از امراى عمده و مهم سر بمخالفت و طغيان برداشتند ، هرچند اين آشوب براى يك چند فرو نشانده شد ، ولى در 812 هجرى ( 1409 ) خليل سلطان بطور خدعه و فريب اسير شده و از سلطنت خلع گرديد . شاهرخ دوباره بجنگ برخاسته ماوراء النهر را به تصرف درآورد و بالاخره بهرات برگشته و آنجا را پايتخت كرده و پسرش الغ بيگ را گذاشت كه در سمرقند حكومت كند . شاهرخ 850 - 807 ه ( 1447 - 1404 ) سلطان شاهرخ در صحنهء خراسان كه در آنجا يك چند پيش از فوت پدر حكومت داشت از دور خيلى بزرگ و مجلل به نظر ميرسد . او براى قريب به نيم قرن در ايران و آسياى مركزى بعنوان وارث و جانشين تيمور حكمرانى نموده و در تمامى اينمدت او مشغول مرمت و اصلاح خرابيهائى بود كه اخيرا در نتيجهء فتوحات و ملك‌گيرى وارد شده بود . هرات و مرو بطور خاص بيش از همه جا از اين احسان و نيكوكارى بهره‌مند بوده‌اند . گوهرشاد آغا زوجه‌اش مسجد مجلل و باشكوه و نيز ساختمانهاى عالى ديگر در مشهد بنا كرده كه در فصل بعد به بيان آن خواهيم پرداخت . دربار شاهرخ در شكوه و جلال مشهور بوده و او مانند فرزندش الغ بيك در سمرقند صاحبان علم و هنر را از همه جا جلب نموده و آن مركز فضلا و دانشمندان شمرده ميشده - است . اعزام هيئت‌هاى سياسى بخارج از خصوصيات و مميزات اين سلطنت بشمار ميآيد . در 1419 هجرى او نمايندگانى بدربار امپراطور چين فرستاد و آنها حامل مراسلات و نامه‌هائى از طرف او بودند كه هنوز موجود ميباشند . « 1 » در 845 هجرى ( 1442 ) هيئتى بسفارت به سامورى « 2 » واقع درد كن فرستاد كه رئيس آن يكنفر عبد الرزاق نام بود و

--> ( 1 ) - مجموعهء مطالب گوناگون آسيائى جلد يكم چاپ كلكته 1785 ( مؤلف ) ( 2 ) - Samuri