سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

مقدمه 21

تاريخ ايران ( فارسى )

الملل دوم را هرمقدار كه مربوط بايران بود ضميمه نموده و تاريخ ايران را تا زمان خويش يعنى تا قريب 1945 بياورد ولى بدبختانه عمرش وفا نكرد و در ژوئن 1945 از اينجهان درگذشت . ضمنا تذكر مىدهم كه در هريك از چاپهاى مزبور ديباچه‌اى است بقلم مؤلف كه همه در مقدمهء جلد اول گذشت و خوانندگان مىتوانند به آنجا مراجعه كنند . ما از بيان فوق نتيجه گرفته ميگوئيم كه مؤلف در چاپ سوم كتاب سرگذشت مفصل اين كشور را از قديمترين اعصار يعنى از دو هزار و چهارصد و پنجاه سال پيش از ميلاد مطابق جديدترين كشفيات تا عصر حاضر بطور مسلسل باز نموده است او خود در آخر ديباچهء چاپ سوم چنين مينويسد « در خاتمه اميدوارم كه چاپ سوم كتاب براى ملت ايران همان ملتى كه لذيذترين ايام و بانشاطترين سالهاى زندگانى خود را در ميان آنها بسر برده‌ام مفيد و سودمند افتد و آنگاه كه اين نگارش به اروپائيان كومك نمايد تا پى بتاثير عميقى برند كه ايران در تمدن و صنايع و فنون ما در ادوار گذشته داشته - است اينوقت است كه من حقا به پاداش خود رسيده‌ام » . ترجمهء حاضر نظير ترجمهء جلد اول طابق النعل بالنعل مطابق با نسخهء چاپ سوم - است و آنچه در اصل بوده متنا و هامشا ما همه را در نقل آورده‌ايم ، حتى تشكيلات پليس جنوب در حدود 1917 و زد و خوردهائى كه در آن ايام با ايل نجيب و دلاور قشقائى روى داده هرچند اين قسمت را در خور حذف دانسته و نميخواستم كه در اين ترجمه بيايد ليكن از نظر رعايت اصل و اينكه مسئله مزبور امروز جزء تاريخ ايران قرار گرفته و حذف آن بيفايده و خلاف امانت است خواهى نخواهى تمامى آن را باقى گذاشتم . اما راجع به تصاوير كتاب ما بيشتر از تصاوير نسخهء چاپ دوم استفاده كرده‌ايم ، زيرا مؤلف در چاپ سوم كتاب بواسطهء ضميمه كردن مسائل زياد از عدهء تصاوير كاسته است . نقشهء بزرك و الوان و فوق العاده حساس كتاب كه در مقدمهء جلد اول وعده داديم كه آن را در اين مجلد ضميمه نمائيم افسوس كه مطابع فعلى ما از عهده ترسيم و چاپ آن بطوريكه بايست برنيامدند و وسائل مراجعهء بخارج و تهيهء آن از مطبعهء خود كتاب در لندن هم براى ما فراهم نبود ناچار در اين چاپ از آن صرف‌نظر نموديم . با وجوديكه در تصحيح و چاپ اين كتاب نهايت دقت و اهتمام را مرعى