سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

173

تاريخ ايران ( فارسى )

محاربات با خواجه الياس بعد از عمليات و جنگ‌هاى آنها در سيستان اين دو رفيق يا دو امير همدست با سلاح رزم راه قندوز را پيش گرفتند و در 765 هجرى ( 1363 ) آنها در يك جنگى بر ضد قواى جته بوسيلهء يك مانور نظامى برعليه مؤخرهء قشون دشمن و نيز بواسطهء افروختن آتش‌هاى خيلى زياد كه آن دفعتا وحشت و هراس در ميان آنها توليد كرده فاتح درآمدند و در نتيجهء اين فتح تيمور كش را دوباره بدست آورد و هزاران تن از باشندگان آن ناحيه زير لواى وى جمع آمدند و در خلال احوال تغلق تيمور درگذشت و خواجه الياس پسرش كه در خارج بود بمقر پدر براى عروج بر تخت عزيمت نموده و در عرض راه مورد حملهء اين دو امير واقع شده و آنها بعد از پيكار خيلى سختى فاتح درآمدند و سمرقند را گرفتند ، ليكن در سال بعد يعنى در 766 ه ( 1365 ) خواجه الياس اين دو امير متحد را شكست داده و سمرقند را محاصره نمود ، هرچند بواسطهء تلفات سنگينى كه بر اسبان او وارد آمد مجبور بعقب‌نشينى و مراجعت گرديد . تنازع و كشمكش بين تيمور و امير حسين 71 - 767 هجرى ( 1366 - 1365 ) اين دو فاتح بعد از موفقيت اولى بر امير جته يكنفر قابيل شاه اوغلان نام را از دودمان چنگيز خان كه معلوم مىشود هنوز در انظار گرامى و محترم شمرده ميشدند بسلطنت برداشته ولى كليهء اختيارات را خود در دست داشتند . دوستى و يگانگى بين آنها چون مولود ايام نكبت و ادبار بود نتوانست در دورهء عزت و اقبال هم دوام آورده پايدار بماند و لذا آن بخصومت و عداوت تبديل يافته باهم آشكارا بناى جدال و نزاع را گذاشتند . البته تيمور در ابتدا ناكام بوده نتوانست بر حريف فايق آيد ، ليكن از يك شاهكار نظامى ولى بسيار شگفت‌انگيز كه آن شايسته است يكى از بهترين نمونهء جسارت و شجاعت و نيز نبوغ جنگى اين فاتح مشهور قلمداد شود آنچه كه از دستش رفته بود به او باز گرديد و شرح آن بطور اجمال اين است كه قرشى شهر واقعهء در چند ميلى جنوب غربى كش را حريفش از او گرفت و او براى حفظ حيثيت و مقام خود لازم دانست كه قلعه قرشى را از دشمنان پس بگيرد ولى قوائى كه تحت فرمان داشت براى انجام اينمنظور كافى نبود و امير حسين هم با سپاه زياد و نيرومندى در آن نزديكىها توقف داشت ، اما ياراى اينكه ويرا مورد تعرض قرار