سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
137
تاريخ ايران ( فارسى )
غارت بغداد مدت يكهفته دوام داشت كه در ظرف اينمدت يك ميليون از سكنهء آن مقتول و رهسپار ديار عدم گرديدند . صاحب كتاب الفخرى كه در چهل و چهار سال بعد از اين واقعه آن را تأليف نموده چنين مينويسد « پس از آن دست بيك كشتار عمومى سريع و نهب و غارت عظيم و شكنجه و عذاب بيحد و حصرى زده شد كه هيچ گوشى تاب شنيدن اجمالى از آن را ندارد پس چه گمان مىبريد به تفاصيل و جزئيات آن ! ! وقايعى رخداده كه من ميل ندارم آنها را ذكر كنم و بنابرين هرطور كه ميخواهى خيال كن ولى از من شرح قضيه را مپرس ! » همچنين قصيدهء مطولى كه در مرثيهء مستعصم گفته شده و آن عنوان فصل قرار گرفته است هرچند كه آن بيشتر جنبهء رسمى دارد معهذا بسيار سوزناك و تألمآور مىباشد . بايد دانست كه بغارت رفتن بغداد يكى از مخوفترين و وحشتانگيزترين وقايع تاريخ اسلام بشمار آمده و ابدا نميتوان آن را با غارت مرو و هرات طرف نسبت قرار داد ، زيرا كه اين شهر مركز مسلمانان روى زمين شناخته ميشد و بواسطهء برانداختن خلافت زياده از ششصد سال بعد از تأسيس اسلام و نيز بواسطهء تباهى و بر بادى گنجينههاى نفيس علمى و فنى و بالاخره بواسطهء قتلعام همهء ارباب علم و هنر از هرطبقه و صنف صدمه و زيان غير قابل جبرانى كه به تمدن اسلامى وارد شد بدرجهاى بوده كه آن خارج از شرح و بيان مىباشد . آفتاب تمدن اسلام در آنوقت در تمام روى زمين تابان و درخشان بوده است و از اين ضربت مهلكى كه بر پيكر او وارد آمد ديگر نتوانست به خود آمده و بهبود يابد و اين طوفان سهمگين كه تمام درهاى ترقى و پيشرفت را به روى مسلمانان بست و آنها را بقهقرا سوق داد مشكل است آن را تشريح و تحقيق نمود و هرقدر در اطراف آن مبالغه شود كم است و منباب مثال ميگوئيم زبان عرب كه در اروپا با لاتين همدوشى ميكرد بتدريج اهميت و مقامش را از دست داد . سالهاى اخير هولاگو خان و مرگ او 663 ه ( 1265 ) هولاگو بعد از تسخير بغداد ( كه مخصوصا به همين عنوان نامش در خاطرها مانده ) مدت هفت سال زنده بود . وى در اينمدت پادشاه مسّلم ايران شمرده ميشد . او بعلاوه حلب را گرفته و تا