سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

117

تاريخ ايران ( فارسى )

خصال او و لياقت و هوش زياد بدين ترتيب چنگيز خان از ميان يك رودخانهء خون عبور كرده وارد خانهء قبر گرديد . وى زياده از هرفاتح جنگجوئى كه نام آنها را تاريخ ضبط نموده قتل نفوس كرده و وسيعترين ممالك و بلاد را گشوده است . خوانندگان تصور نكنند كه اينمرد بواسطهء عطش وحشتناكى كه به كشتار و خونريزى داشت از لياقت و كفايت محروم بوده است ، برعكس بايد گفت كه او در دوران اوليهء حياتش و مخصوصا در عنفوان ايام جوانى ذكاوت و هوش فوق العادهء غير قابل ترديدى ابراز داشته است . او در هنگام اشتغال بجنگ و پيكار از پيش‌آمدهاى ناگوار اضطراب يا يأس و نوميدى بخاطر راه نميداد . تا بتدريج بنيان سلطنتى نهاد كه يكمشت صحرانوردان وحشى و آدمخوار تاتار را تا اين حد بالا برده كه آنها را مالك آسيا قرار داد . نظم و انضباط در امور پايه و اساس شمرده ميشد و نظام لشكرى روى واحد ده نفرى ( دهه ) قرار داشته كه رئيس آن از افسر دستهء صد نفرى ( صده ) اطاعت ميكرده و او هم در نوبهء خود از فرمانده دستهء هزار نفرى ( هزاره ) فرمان ميبرده است و همينطور تا ميرسد بفرماندهان لشكرها . سياست او حيله و تزوير و زور و عنف ولى مظفر و كامياب بوده است . او وقتى كه ميخواست بشهرى حمله ببرد احكامى چند ميفرستاد و ياغى را بشرح زير باطاعت و انقياد ميخواند « اگر شما تسليم نشديد ما چه دانيم فقط خداى قديم داند چه اتفاق خواهد افتاد » و چنانچه حكمران شهر تسليم ميشد مكلف بود مبالغ هنگفتى پول ضميمهء يكدهم از هرچيزى منجمله از رعاياى خودش به خان تسليم كند . آنوقت فرماندارى از مغول براى آنجا معين ميشد و در نتيجهء تحميلات و عوارض جابرانه و شرارت هاى فوق العاده كشور در اندك زمانى مخروبه ميگرديد و اگر حاضر بمقاومت و ايستادگى ميشد و شهر هم مستحكم و نيرومند بود نقاط و نواحى حول و حوش را ويران كرده دست بخيانت و غدر و حيله و تزوير ميزد و در اين عمليات بسا ميشد كه از يك جنگ و گريز يا كمين كردن و حمله بردن بر طرف مقابل ظفر مييافت و اگر هنوز شهر تاب آورده مقاومت و پافشارى بخرج ميداد خندق‌هائى دور شهر بدست اسرا حفر ميكردند و نيز اسرا را جلو