سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

101

تاريخ ايران ( فارسى )

ساله بود كه بجاى پدر بر مسند خانى قرار گرفت . طولى نكشيد كه رؤساى قبايل از اطاعت وى بملاحظهء صغر سن سرپيچيدند و تموچين پس از زدوخوردها و تحمل متاعب و مصاعب زياد بالاخره دستگير و بزندان افتاد ، اما چون ستاره‌اش بلند بود چيزى نگذشت كه خود را از زندان خلاصى بخشيده بمدد جثهء شگرف و به نيت قوى و نيز تحمل و بردبارى در مقابل مشكلات بفتوحاتى پشت سر هم نائل آمده تا اينكه آوازه‌اش همه جا پيچيده و از پدر فرسنگها جلو افتاد . بوير « 1 » نورها پس از حملهء به يسوگاى حمله بچين برده و امپراطور كين قبيلهء مقتدر قرائيت « 2 » را كه از نصاراى نسطورى بود وادار كرد تا با آنها جنگ كنند . طغرل « 3 » رئيس قرائيت‌ها معروف به وانگ كه خودش را وانگ خان ميخواند شخصيتش از پادشاه افسانه‌اى معروف قرون وسطى يعنى پرسترجان « 4 » كمتر نبوده است . اين امير خويشتن را مرهون جوانمردى يسوگاى ميدانست ، چه او را زمانيكه از عمش فرارى و متوارى بوده حمايت نمود و كمك كرد كه عم غاصبش را از قلمرو خود بيرون كرده و رياست و امارت از دست رفته‌اش را دوباره به كف آرد . بنابرين ، وقتى كه چندين سال از اين قضيه گذشت او بدست برادرش كه از نايمان « 5 » - بازيك قبيلهء عيسائى كمك به او رسيده بود بار ديگر رانده شده و متوارى گرديد . او تموچين را بخاطر آورد و لذا به او توسل جسته و از وى استمداد نمود ، خان جوان او را بگرمى پذيرفته چنان كه ما ميخوانيم كه در سال 1194 م تموچين با يكدسته از لشكريان خود برعليه تاتارهاى بويرنور تحت امپراطور قين كه خود فرماندهى سپاه را در جنگ داشت حمله كرد . او طوايف دشمن را تارومار كرده و نام و شهرتى بدست آورد و در سال 1202 م با همدست و دوست سابق خود طغرل مصاف داده و در به دو امر شكست خورد ولى در سال 1203 م او را مغلوب و دست‌نشانده و خراجگذار خود ساخت . يك چند كه از اين فتح نمايان گذشت تىيانگ خان پادشاه نايمانها كوشيد كه بر آلاقوش تكين امير اونكت‌ها يا تاتارهاى سفيد دست يافته او را حاضر كند تا متفقا

--> ( 1 ) - Buyr Nurs ( 2 ) - Keraits ( 3 ) - Toghril ( 4 ) - Presterjon ( 5 ) - Naiman