سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
82
تاريخ ايران ( فارسى )
ميباشند بشمار ميآيد ، بواسطهء تبحر و احاطهاش بعلوم بقراط و گالن و نيز فلسفهء ارسطو و افلاطون و توسعه و ترقى دادن آنها او در بهترين و عاليترين دماغهاى شرق و غرب نفوذى بسزاييدا نموده نهفقط در زمان حيات بلكه بعد از مرگش هم اين نفوذ تا چندين پشت باقى بوده است ، چه كتابهاى او به زبان لاتين ترجمه شده و از سدهء دوازدهم تا هيفدهم در مدارس تدريس شده و مورد مراجعهء ارباب علم و تحقيق بوده است . فردوسى بزرگترين شاعر دربار غزنه حكيم ابو القاسم فردوسى مؤلف شاهنامه است . عروضى در چهار مقاله مينويسد كه فردوسى اصلا اهل قريهء باژ واقع در طابران از بلوكات « 1 » طوس مىباشد . قريهء نامبرده كه نگارنده آن را موفق گرديده با نام كنونى آن باژ يا فاز معلوم و مشخص داشته واقع در دوازده ميلى شمال مشهد و سه يا چهار ميلى جنوب رزان مىباشد كه در پائين ذكر شده است . فردوسى شاهنامه را در ظرف مدت 25 سال تأليف كرده و در سال 999 ميلادى بپايان رسانيد و ده سال بعد آن را به خدمت سلطان محمود آورده است و چون كتاب مزبور موافق ذوق درباريان و اطرافيان سلطان نبود مورد پسند محمود قرار نگرفته و او كه قبلا وعده كرده بود بهر بيتى يك دينار طلا بدهد بجاى آن بيست هزار درهم نقره ( معادل چهارصد ليره ) به فردوسى داد . شاعر شهير از اين واقعه فوق العاده متأثر شده تمامى اين مبلغ را بيكنفر حمامى و يك فقاعفروش بخشيده از آنجا بهرات و بعد به طبرستان گريخت و آتش درون خودش را به گفتن اشعار هجائى تسكين داد كه چند بيت آن اين است : يكى بندگى كردم اى شهريار * كه ماند ز تو در جهان يادگار چو بر باد دادند گنج مرا * نبد حاصلى سى و پنج مرا اگر شاه را شاه بودى پدر * بسر بر نهادى مرا تاج زر و گر مادر شاه بانو بدى * مرا سيم و زر تا به زانو بدى پرستار زاده نيايد به كار * و گر چند دارد پدر شهريار
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به يادداشتهاى تاريخى نگارنده دربارهء خراسان « مجلهء انجمن آسيائى همايونى » اكتوبر ( 1910 ) . . . ( مؤلف )