سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

79

تاريخ ايران ( فارسى )

ظهور شعر و ادب فارسى را بعد از اسلام معتقدند كه از زمان صفاريان آغاز گرديد و آن باعث شده كه اين سلسله محبوبيّتى بسزا پيدا كنند . دولت شاه در كتاب مشهورش در ضمن يك حكايت جالبى مينويسد كه اول شعر فارسى از زبان پسر كوچك يعقوب ليث جارى شده است . گرچه ممكن است كه آن افسانه باشد اما از اينجهت كه نمايندهء عقايد ملى است قابل ملاحظه است . اينحرف كه در دورهء ساسانى چكامه و شعر وجود داشته قابل قبول به نظر ميآيد ، چنان كه افسانه‌هائى هم از ترانه‌هاى زبان فارسى به باربد شاعر دربار خسرو پرويز نسبت ميدهند ، اما بطوريكه در فصل چهل و يكم گفته شد اثرى از اشعار ايندوره در دست نيست بلكه قديمترين نمونهء ادبيات منظوم كه امروز در دست ماست از هزار سال قبل يعنى از زمان حكمرانان نيمه مستقل شهرستانهاى ايران مىباشد . بايد دانست كه زبان فارسى در طى مدت هزار سال مع التعجب خيلى كم معرض تحول و تغيير واقع شده است . شما در ادبيات انگليسى ملاحظه كنيد كه هركس نميتواند چو سر و ادبيات آندوره را بخواند و از آن لذت به‌برد ، چه الفاظ و محاورات زيادى است كه كهنه و متروك شده امروز نامأنوس به نظر ميآيند . ليكن در اينجا عكس آن به نظر ميرسد ، چه آنچه از ادبيات فارسى در دست مانده سير تكامل خود را پيموده و بدرجهء كمال رسيده است و گوئى ادبيات قديم بيشتر در سادگى طبيعى و فهم آن نسبت به تراوشهاى پر از تكلف و رنگ‌آميزيهاى مصنوعى دوره‌هاى بعدى كه متدرجا ميزان معمول زبان فارسى قلمداد شده بمراتب آسان‌تر مىباشد . در انگلستان شايد ما ادبيات يا اشعار و تصنيف‌هاى قديم را فقط در تماشاخانه‌ها بشنويم در صورتى كه در ايران عكس آن حكمفرماست . آرى ، ايران طبعا شاعر و حتى چهارپاداران آنكشور هم اشعارى از گويندگان قديم حفظ دارند چه رسد به طبقهء روشن‌فكر و تحصيل‌كردهء ايران . يكى از نويسندگان بزرگى كه پروفسور ادوارد برون به او علاقهء مخصوصى داشته نظامى عروضى سمرقندى است . اين فاضل شرحى مدققانه در تعريف شعر و شاعرى نوشته كه آن بشرح زير است « شاعرى صناعتى است كه شاعر بدان صناعت اتساق مقدمات موهمه كند و التيام قياسات نتيجه بر آن وجه كه معنى خرد را بزرگ كند