سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

48

تاريخ ايران ( فارسى )

تغييرات طبيعى ايلام و بابل از اوايل عهد تاريخ سابقا در فصل اول تشكيل درّه‌هاى رسوبى فرات و دجله و كارون را بطور اختصار بيان نمودم ، در اينجا بايد ملاحظه كنيم كه در حدود چهار هزار سال قبل از ميلاد كه زمان شروع تمدن در آن نواحى مىباشد و در دوره‌هاى بعد حالت طبيعى درّه‌هاى مزبور چه بوده زيرا كه در كمتر كشورى آن اندازه تغيير و تبديل روى داده است . اول مسأله‌اى كه بايد در تحت نظر گرفت اين است كه ساحل دريا مقدار زيادى پيش رفته و در آن زمان قريب صد و بيست ميل در شمال ساحل امروز دور تر بوده است ، اهميّت اين مسئله ظاهر است و در ملاحظهء مسائل راجعهء به آن اوقات اين نكته را نميتوان از نظر دور داشت و بعلاوه معلوم مىكند كه در موقعى كه آن وقايع مهمه در آنجا روى داده وسعت مملكت مزبور چه بوده و ضمنا بايد متذكر بود كه زمينى كه از رسوب آب تشكيل ميشده و مدتى بر آن نگذشته است براى زراعت يا مقاصد ديگر چندان فائده ندارد . رودخانهء بابل و ايلام در اقدم ازمنهء تاريخى نيز رودخانه‌هاى تشكيل‌دهنده و مربى ممالك بابل و ايلام همين رودخانه‌هاى امروزى بوده‌اند ، ليكن مجراى آنها يك اندازه تفاوت داشته و همه مستقلا بواسطهء يك يا مصب‌هاى متعدد وارد خليج فارس ميشدند . فرات فرات از مغرب در جبال توروس از جائى كه چندان مسافتى با سرچشمهء دجله ندارد حركت كرده در قسمت سفلاى خط سير خود قدرى در سمت مشرق مجراى حاليه جريان داشته است و بنابراين وسعت مملكت بابل قدرى كمتر از امروز بوده زيرا كه ناحيهء واقعهء در مغرب فرات همه وقت در ازمنهء تاريخى به كلى بيحاصل و غير ذىزرع بوده است . فرات بر خلاف دجله از فروع و توابع مهمه محروم است و مدخليت آن در تمدن دوره‌هاى قديم بيشتر ، سواحلش پست‌تر و جريانش بطيئتر و نقصان آبش در تابستان كمتر است و نيز شهرهاى واقعهء در سواحل فرات كمتر در معرض هجوم اقوام ايلامى كوهستانى بوده و بنابراين عجب نيست كه نه‌تنها شهر بابل بلكه هريك از بلاد سومر و اكد