سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
766
تاريخ ايران ( فارسى )
به خود گرفت . قتيبه « 1 » كه اين عمليات و فتوحات در آسياى مركزى نتيجهء مستقيم قدرت و لياقت اوست مرو را مركز فرماندهى قرار داده و هرسال به طرفى حمله برده موفقيت و پيشرفت تازهاى حاصل مىنمود . او يكوقت از سيحون ميگذشت و وقت ديگر از جيحون و مقصودش در مرحلهء اول فتح بلخ و طخارستان و فرغانه بود ، از سقوط بيكند مركز بازرگانى بخارا غنائم بيشمارى بدست او آمد . در سال 90 هجرى ( 709 ) وى شهر بخارا را به تصرف درآورد . در سال بعد يك شورش عمومى تمام انرژى او را به خود مشغول داشت ، ولى به زودى از اين رهگذر فارغ شده توانست به روتبيل در سيستان حملهور شود . در تاريخ 93 هجرى ( 712 ) او با لشكر خود به خيوه مراجعت نمود . بعد از فتح نمايانى كه در اينجا نصيب او گرديد شنيد كه سمرقند بدست شورشيان افتاده است . او با مردان كارى بهسرعت هرچه تمامتر خود را بدانجا رسانيده و شهر را محاصره نمود ، پادشاه آنجا وقتى كه از ورود ماشينآلات جنگى باخبر شد خود را باخته حاضر به صلح گرديد بدين شرط كه مبلغ هنگفتى برسم خراج بهپردازد ، بعلاوه عدهاى هم سوار بدهد . اين فاتح عرب اجازت يافته وارد شهر سمرقند گرديد . ليكن به قراردادى كه بسته بود عمل نكرده آتشكده آنجا را حكم كرد سوزانيدند و بجاى آن معبدى بنا نمودند ، بالاخره شهر كاملا به تصرف مسلمين درآمد . قتيبه در دو سال اخير و ده سالى كه پر از آشوب و انقلاب بود خود را بكاشغر رسانيد ، در اين ميدان جنگ حكايت غريبى نقل شده كه خلاصهء آن بشرح زير است : سردار عرب قسم ياد كرد كه خاك چين را به تصرف بياورد ، ولى پادشاه آنجا ( احتمال دارد همان فرماندار سرحدى باشد ) وقتى كه شنيد يك بار خاك براى قدم زدن بر روى آن با يك كيسه پول برسم خراج و چهار نفر از جوانان منسوب بخاندان سلطنت را كه در آنها مهر خود را منقوش ساخته بود نزد قتيبه فرستاد و بدين وسيله او را از پابندى سوگندى كه خورده بود رهائى بخشيد . اين قصه داراى حقيقت بسيار جالب و جاذبى است .
--> ( 1 ) - شرح جنگهاى قتيبه در كتاب « قلب آسيا » مفصل و مشروح ذكر شده است ( مؤلف ) .