سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
739
تاريخ ايران ( فارسى )
مرگ او موجب فراغت و آسايش خيال خليفه بوده است . بالجمله ابن عامر فتوحات خود را ادامه داده تا برود جيحون آن را منتهى ساخت . بلخ و ساير ايالات خارج ايران را كه تحت نظر شاهنشاهى ايران اداره ميشدند به تصرف درآورد . در اينجا سركردگان او از هندوكش عبور نموده كابل را مطيع و نواحى كرمان و سيستان را هم تسخير نمودند . با اينحال نبايد خيال كرد كه عرب دچار حادثهاى نميشد چه در آذربايجان از خزرها شكست سخت خورده و در برفهاى كرمان يك فوج تمام تلف گرديد « 1 » . قتل عثمان 35 ه ( 656 ) هرقدر خلافت عثمان بيشتر طول ميكشيد عدم رضايت مردم زياد شده و بر وخامت اوضاع ميافزود . موقعى كه بدوى - هاى بصره و كوفه بر عليه تفوق قريش قيام نمودند طرفدارى او از اقرباء خويش بنى هاشم را آزردهخاطر ساخته و توليد مخالفت نمود . در تاريخ 34 هجرى ( 655 ) سعيد عامل بصره بدست سكنهء آشوبطلب آن اخراج گرديد . عثمان بجاى اينكه مفسدهجويان را سركوبى كند ضعف نفس بروز داده مطابق ميل آنها عامل ديگرى اعزام داشت . در سال بعد جماعتى از بصره و كوفه و مصر مستقيما متوجه مدينه شده و پس از قصور و ضعفى كه در ابتدا از خود نشان دادند خانهء خليفه را محاصره نمودند . اكابر شهر اين خليفهء هشتاد ساله را تنها گذاشتند و بالاخره دشمن وارد خانه شده ويرا بقتل رسانيد و اين عمل طورى خاتمه پيدا كرد كه مرتكبين ، آن را جزء افتخار خود شمرده ابدا دغدغهء خيالى در آنها نبود . خلافت على بن ابيطالب 35 هجرى ( 656 ) پس از اين حادثهء اسفناك حكومتى به شكل ترور در مدينه تشكيل يافت . در اثناى آن على بن ابيطالب بنى عم و داماد پيغمبر بخلافت تعيين گرديد . او در صغر سن اول كسى است كه به پيغمبر ايمان آورده و در ميدانهاى جنگ شجاعت و دلاورى و نيز كفايت و لياقت
--> ( 1 ) - ممكن است اين حادثه هنگاميكه اعراب جيرفت را اشغال كردند در ساردو ( Sardu ) اتفاق افتاده باشد . رجوع شود به ماركوپولو يول ( Yule's Marcopolo ) چاپ كردير ( Cordier ) جلد اول صفحه 313 . ( مؤلف )