سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

736

تاريخ ايران ( فارسى )

نگذشته بود از شام خارج شده بيت المقدس را بمقدرات خودش واگذاشت . اين شهر مقدس كه مركز ديانت نصارى بود در سال 15 هجرى ( 636 ) به تصرف مسلمين درآمد . عمر در اين اثناء شخصا وارد شام شده و آن را به حالت انقياد يافت . او براى افزودن درجهء اهميت اين واقعهء تاريخى با اهالى خوب سلوك نموده و مسجدى هم كه هنوز بنام او معروف است در آنجا بنا كرد . فتح مصر 19 - 20 هجرى ( 640 - 641 ) زمانيكه اعراب در جنوب غربى ايران موقع خود را تحكيم مينمودند قبل از پيشرفتن بفلات ايران عمروعاص فلسطين را گذاشته با چهار هزار تن به طرف مصر روانه گرديد . عمر از شنيدن اين خبر نظر بمخاطره‌اى كه احتمال ميرفت مضطرب شده در وهلهء اول خيال كرد بسردار باجرئت خود دستور دهد كه مراجعت نمايد ، ولى بعد ملتفت شد كه آن ناممكن و غيرعملى است لذا لشكرى به قدر كفايت فراهم كرده بكمك عمرو روانه نمود ، بالاخره عمرو با 15 هزار تن سپاه جرار مصر را تحت فرمان خود درآورد . او بدوا مصر عليا را قبضه كرده سپس به طرف اسكندريه روانه شد . اين دومين شهر امپراطورى بيزانس را محاصره نمود . حادثهء فوت هرقل هم در اين موقع بحرانى مانع گرديد كه براى كمك و خلاصى محصورين نيروئى فرستاده شود ، ناچار اهالى اسكندريه به صلح حاضر شده و شهر را تسليم نمودند . عمرو قانع نشده به طرف غرب روانه گرديد و سواحل جنوبى درياى مديترانه تا طرابلس را ضميمهء فتوحات خود گردانيد . قتل عمر 23 ( هجرى 644 ) حكومت اسلام در اين تاريخ بر يك شالودهء محكمى تشكيل يافته بود . شاهنشاهى ايران و نيز قشنگترين و پرثروت‌ترين سرزمين هاى امپراطورى بيزانس جزء متصرفات عرب قرار گرفته بود . عمر كه تحت نظر ماهرانهء او تمام اين ميدانهاى مهم از همه جهت به فتح و ظفر انجاميده بود ده سال خلافت نمود . با اينكه شصت سال از عمر وى گذشته بود معذلك اعصابش خسته نشده و قوايش بسرحد كمال بوده است كه ناگهان بضرب حربه‌اى از پا درآمد . توضيح اينكه يكنفر غلام ايرانى كه ابو لؤلؤ نام داشت نزد خليفه آمده و شكايت نمود كه مالك او