سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
32
تاريخ ايران ( فارسى )
مشرق به مغرب آن كشيده و زياده از صد و هشتاد پا از سطح آب فاصله ندارد . حوزهء جنوبى از همه عميقتر مىباشد و بندرگاههاى آن عموما بد و كمعمق است . كمتر دريائى است كه مانند بحر خزر باسامى عديده خوانده شده باشد . ليكن هر يك از اسامى ، واقعهء تاريخى مهمى را بخاطر ميآورد . بعقيدهء ويليام جكسون « 1 » دريائيكه در زمان زردشت « زراياه و روكشه « 2 » » يعنى درياى صاحب خليجهاى وسيع ميخواندند همين بحر خزر است . در كتاب اوستا آن را جامع آبها و ماوراء جميع آبها وصف كردهاند و يقين است كه اين بحر بزرگترين درياى معلوم در نزد طوائف آريانى قديم بوده است . از آن ازمنهء بعيدهء مجهوله بگذريم مىبينيم كه در نزد اروپائيان نام آن منتسب به كاسپى است و آن طائفه بوده كه در سواحل غربى آن سكنى داشتهاند ، ليكن ايرانيها امروز آن را بحر خزر مينامند و اين لفظ مربوط بدولت يا قلمرو و طوايف خزر است كه در اوايل قرون وسطى در طرف شمال آن موجود بوده . در مواقع مختلفهء ديگر اسامى ديگر نيز از قبيل درياى هيركانى و درياى گيلان به آن داده شده است . در ايام هردوت بطور اجمال تصور ميكردند كه بحر خزر خليجى است از نهر بزرگ اقيانوس كه بعقيده آنان بر اطراف دنياى معلوم آنزمان احاطه داشته است ، ليكن ابو المورخين تصريح مىكند بر اينكه درياى مستقلى است « 3 » . نويسندگان متأخر بر هردوت كه از جمله استرابن مىباشد معتقدند بر اينكه شعبهايست از اقيانوس و از طرف شمال ممتد است و اين عقيده تا قرون اوليهء تاريخ ميلادى نيز باقى بوده و دلالت مىكند بر اينكه در آن قرون علم جغرافيا چندان ترقياتى نداشته است . اما مهمترين مسائل راجعهء به اين دريا اختلافاتى است كه در دورهء تاريخ در سطح آن پيدا شده است . امروز هشتاد و پنج پا از سطح بحر اسود پستتر مىباشد ، اگرچه نقاطى را كه هنتينگتون ديده كه ششصد پا فوق سطح حاليهء بحر خزر است و سابقا ساحل اين دريا بوده نميتوانيم بهيچيك از دورههاى تاريخى نسبت دهيم ، ليكن ميدانيم كه در
--> ( 1 ) - از قسطنطنيه تا به ميهن عمر خيام صفحه 83 . « مؤلف » ( 2 ) - Zrayah vourukasha ( 3 ) - هردوت 1 - 38 « مؤلف »