سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
718
تاريخ ايران ( فارسى )
ليكن در جنگ مغلوبه مردان نامى قريش بروز شجاعت داده و بر مسلمانان غالب آمدند و خود آنحضرت جراحت برداشت . اگر پيشبينى پيغمبر نبود كه از پشتسر جمعى را بدهنهء تنگ كوهى مقرر فرمود كه مسلمانان را از هجوم سوارهء لشكر كفار محافظت نمايند احتمال قوى ميرفت كه مصائب و بلايا به حدى باشد كه هيچ قابل تدارك و جبران نباشد . بهر صورت پيغمبر هفتاد و چهار تن از مردان جنگى خود را در اين ميدان از دست داده به حيثيت وى هم صدمهء محسوسى وارد آمد . با وجود اين بوسيلهء نطقهاى بليغ و آتشين ، پيروان خود را جمع كرده به آنها خاطرنشان نمود كه اين بليه امتحانى است كه لازم بود از آنها به عمل آيد . بالاخره توانست براى سال بعد جمعيتى فراهم كرده قبيلهء ديگر يهود موسوم به بنى نضير را از مدينه اخراج نمايد ، از اخراج قبيلهء مزبور كه تماما فلاحتپيشه بودند اراضى و نخيلات زيادى باقى ماند كه پيغمبر آنها را بين رؤساى انصار تقسيم كرد و بهريك از آنها حصهء قابلى عظا نمود . محاصرهء مدينه و قتلعام بنى قريظه 5 هجرى ( 627 ) پس از دو سال از واقعهء احد قريش با جمعيت انبوهى مركب از ده هزار تن به طرف مدينه روانه شدند ، نظر بكثرت و اهميت قواى دشمن كسى نميتوانست خيال كند كه مىشود با آنها مصاف داد ، اين بود برحسب تدبير سلمان فارسى مقرر گرديد در اطراف مدينه خندقى حفر كنند و بدين وسيله شهر را از مخاطرهء هجوم دشمن محفوظ دارند . نقشهء مزبور كه خارج از تصور عرب بود مهاجمين قريش را ماتومبهوت ساخت و پس از چند حمله ولى بىنتيجه قواى خود را برداشته مراجعت نمودند ، وقتى كه خاطر پيغمبر از طرف قريش ايمن گرديد آنوقت بنى قريظه سومين قبيلهء يهود را كه ساكن مدينه و با مهاجمين همدست بودند حكم داد قتلعام نمايند . غنائمى كه ياران پيغمبر از اين راه بدست آوردند قابل بسى اهميت بوده است . هزيمت قريش در اينجا شكست فاحش احد را جبران نمود و ديگر بواسطهء خالى شدن مدينه از قبائل يهود كه دشمن مهم اسلام بودند كار پيغمبر بالا گرفته و بر شوكت و جلال وى بسى افزود .