سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

714

تاريخ ايران ( فارسى )

يك‌چندى كه از رحلت خديجه گذشت پيغمبر به طائف رفت تا اهالى آنجا را به اسلام دعوت نمايد ، ولى اينجا هم غير از صدمه و اذيت و آزار نتيجهء ديگرى عائد نشد ، او از شهر خارج گرديد ولى جمعى از اجامر و اوباش او را تعاقب نموده ناچار به مكه مراجعت كرد در حالى كه درهاى اميد از همه طرف به روى خود بسته ميديد ، ليكن چون تقدير يك روزهاى درخشنده‌ترى براى او ذخيره كرده بود جماعتى كه به قصد حج از مدينه به مكه آمده بودند تعاليم وى بدرجه‌اى در آنها مؤثر گرديد كه جمع كثيرى از سكنهء عرب مدينه بوى گرويده و بدين جديد ايمان آوردند . يهوديان كه قسمت عمدهء سكنهء اين شهر را تشكيل ميدادند از اين پيش‌آمد مبهوت بودند چه ميديدند شرك و بت‌پرستى يك دفعه رو بزوال نهاده و توحيد بجاى آن قرار ميگيرد . اخيرا هيئتى مركب از هفتاد نفر از مشايخ شهر در نزديكى مكه جلسهء مخفيانه تشكيل داده و از پيغمبر دعوت كردند كه با كسان خود مكه را كه در آن غير از عداوت و بغض چيزى مشهود نيست ترك گفته بمدينهء سراسر مودت عزيمت نمايد . ياران پيغمبر بعد از وعده‌خواهى مزبور بدسته‌هاى كوچكى منقسم و هريك جداگانه به طرف مدينه روانه شدند . در آخر خود پيغمبر با ابو بكر صديق بطور مخفى حركت كرده و در غارى كه در سمت جنوب مكه بود پنهان شدند و چند روزى هم در آنجا بودند ، بالاخره در روز 20 ژوئن سال 622 ميلادى كه سن پيغمبر آنوقت به پنجاه و پنج بالغ بود اين مسافرت مشهور تاريخى شروع گرديد . همين روز است كه مسلمانان آن را مبدأ تاريخ سال خود قرار داده‌اند . اين حرف كه هرپيغمبر ما دامى كه در وطن و ميان عشيره و قبيلهء خود مىباشد نميتواند مقامى براى خود احراز نموده نفوذ كلى حاصل كند يك حقيقتى است كه هركس آن را تصديق مينمايد . اگر آنحضرت در مقابل صدمات واردهء از عرب و حملات آنها بوسيلهء مهاجرت بمدينه قوه‌اى براى خود تشكيل نميداد و از اين راه خود را قوى و مقتدر نميساخت مسلما اسلام با وفات پيغمبر آن خاتمه پيدا نموده و حالت حاضره به همان حالت سابقه‌اى كه در قرون وسطى بود باقى بوده است .