سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

703

تاريخ ايران ( فارسى )

سقايت حاج و اطعام در ايام حج بصغار برگذار شود . چندى كه از اين ميانه گذشت هاشم درنتيجهء جوانمردى و بذل‌وبخشش مقام بلند ارجمندى پيدا كرده و محسود اميه برادرزادهء خويش واقع گرديد ، نامبرده بناى رقابت با هاشم را گذاشت . بالاخره اميه عمش را نزد كاهنى كه شغلش قضاوت در لياقت شخصى و شايستگىهاى ذاتى بود بمنافره طلبيد و هاشم روى عقايد عشيره‌اى ناچار تن بدين منافره داده ولى شرط كرد كه هركدام كه محكوم شد علاوه بر دادن پنجاه شتر سياه‌چشم مدت ده سال هم از مكه مهاجرت نمايد . قرارداد مزبور بر له هاشم تمام شد و اميه بعد از دادن 50 شتر كه تماما نحر شده صرف ضيافت گرديد به طرف شام حركت نمود . اينواقعه بسيار مهم است چه رقابت بين بنى هاشم و بنى اميه از اينجا آغاز شده و آن ثمرات محنت‌آورى دربر داشت . در سال 500 ميلادى هاشم كه در سن رشد و كمال بود در مدينه از يك خانوادهء عالى دخترى را بنكاح خود درآورد و از وى فرزندى موسوم به شيبه بوجود آمد . هاشم در 510 ميلادى درگذشت و تمام اختيارات او به برادرش المطلب برگذار گرديد . وى مطابق رسوم خاندانى با پيشانى گشاده بادامهء ضيافت و مهماندارى پرداخت . شييه چند سالى در مدينه توقف نمود و اخيرا عمش او را برداشته با خود به مكه آورد . در اينجا اشتباها او را در ابتدا به خيال اينكه غلام است عبد المطلب ميناميدند و اين لقب از براى او در تمام دورهء زندگانى باقى ماند ، در يك دعواى خانوادگى مربوط به مسئله مالى بالاخره نزاع مزبور درنتيجهء ورود هشتاد نفر از اقارب طرف مادر او به مكه ، برله او خاتمه يافت . وقتى كه المطلب فوت كرد شيبه با اختيارت تمام جانشين او شد و چون يك پسر بيش نداشت نفوذش در يك زمان كم بود ، ولى اخيرا بخت با او مساعدت كرده محل چاه مقدس زمزم را كشف و آن در ازمنهء قديم به همان وضعى كه ديده شده موجود بوده است . چاه مزبور از وقتى كه بدست وى افتاد بواسطهء اينكه امر سقايت مكهء خشك با او بود كارش بالا گرفت و بعد بواسطهء پيدا شدن فرزندان ديگر حيثيت وى مثل پدرش فزونى يافت . او يك نذر خيلى غريبى كرد و آن اين بود كه اگر ده پسر