سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
698
تاريخ ايران ( فارسى )
شبهجزيرهء عربستان كه مساحت آن چهار برابر فرانسه است داراى يك فلات مركزى است موسوم به نجد كه يك نصف اين شبهجزيره را تشكيل داده و حد وسط ارتفاع آن سه هزار پا مىباشد . گرداگرد آن از هرسمت خصوصا در حصهء جنوبى ، ريگستان خشك واقع است ، در ماوراى اين صحارى چول زنجيره كوههائى كشيده شدهاند كه قسمت غالب آنها پست و برهنه يعنى عقيم و نازا مىباشد ، ولى در نواحى عمان طرف شرق و در قطعهء يمن سمت غرب ارتفاع اين جبال نسبة زياد مىشود . پشت سر خط ساحلى عربستان سدى از كوه ناشكسته كشيده شده و آن از بحر احمر تا تنگهء باب المندب امتداد دارد و از آنجا هم به طرف مشرق و شمال شرقى تا رأس الحد جلو رفته و به همين طريق خليج فارس را دور مىزند . اين مسافت رويهمرفته بالغ بر چهار هزار ميل مىباشد ، در تمام اين حدود مشكل است بتوان يك لنگرگاه يا بندر طبيعى مناسبى پيدا نمود و ازاينرو دست يافتن بر اين شبهجزيره از هرسو مشكل مىباشد و چون اهالى به اين نكته متوجه بوده لذا سرزمين خودشان را جزيرة العرب ناميدهاند . وسائل ارتباطيهء داخلى عربستان نيز خراب است ، زيرا صحراى بزرك عربستان كه آن را ربع الخالى ( سرزمين خشك و برهنه ) مينامند از ديرباز كشور را به دو قسمت تقسيم و نقطهء شمال را از جنوب مجزى نموده است ، شايد درنتيجهء وجود همين سد طبيعى باشد كه مىبينيم در يكى از دورههاى اوليه چادرنشينهاى وحشى شمالى به لسان عربى تكلم نموده بر خلاف سكنهء يمن و حمير جنوبى بسيار متمدن به زبانى تكلم مىنمودند كه شش قرن پيش از ميلاد متروك و زبان عربى تفوق پيدا كرده است . در جغرافياى طبيعى ايران ما اين نكته را خاطرنشان نموديم كه بين رود سند و شط العرب رودخانهء مهمى كه به دريا متصل باشد وجود ندارد ، ايران مملكتى است داراى بيابان و صحراى بدون رودخانه و مقدار بارندگى آن در شمال شايد كمتر از ده انگشت و در جنوب بالغ بر پنج انگشت مىباشد ، اما عربستان بايد گفت كه از اين حيث نسبت بايران از بخششهاى طبيعت خيلى كم سهم برده است ، البته در ايران