سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
674
تاريخ ايران ( فارسى )
هخامنشيان توسعه پيدا كند ، ديگر از بدبختيهاى او اين بود كه يكنفر سرباز زرنگ و نيز جدى و فعال مانند هرقل در زمان او بر تخت روم جالس بوده است . طبرى شرحى راجع بخزائن و گنجها و تجملات او نوشته ، از جمله ميگويد « او داراى تختى بود از يك پارچه طلا كه بر چهار پايه از ياقوت قرار داشته است » نيز عدهء شتران و اسبان و چهارپايان او را مينويسد كه بالغ بر پنجاه هزار بوده است ، هزار زنجير پيل ، دوازده هزار زن و نيز چندين مثقال « 1 » زرمشت افشار داشت كه چون موم نرم و نقشپذير بود « 2 » . دستارى بود كه شاه دست را با آن پاك ميكرد و هروقت ميخواستند آن را صاف و تميز كنند در آتش ميانداختند . خصائل و صفات او كاملا باهم تضاد داشته است . بواسطهء فتوحات نمايانى كه در به دو امر در جنگ نصيب وى گرديد اخلاقش رو بفساد نهاد . با اينكه اين فتوحات به شخص خودش ارتباطى نداشته بلكه مرهون كفايت و لياقت سرداران وى بوده است . او در اوان جوانى جبان و ترسو نبود . فقط در يك زمانى تحتتأثير ديانت مسيح بود ، اما در اين شكى نيست كه او در تمام عمرش شيفته و فريفتهء شيرين بوده است . بالاخره در دورهء پيرى ضعيف النفس ، ستمگر و جورپيشه و كينهجو شده و بمحض اينكه اقتدار و نفوذش از بين رفت خودش هم سقوط كرده رو به زوال نهاد . ترقى مذهب مسيح در دورهء پادشاهان اخير ساسانى وقتى كه ما وضعيت كليساى ايران را در آن عصر تحت نظر ميگيريم مىبينيم كه هرمز جانشين نوشيروان عادل همان سياست و خطمشى آزادانهء پدرش را تعقيب نموده به رعاياى مسيحى خود آزادى ميدهد و از اذيت و آزار آنها اجتناب مىكند ، چنان كه مينويسند مغان به او فشار آوردند كه مسيحيان را تعقيب نموده و آزار كنند در جواب گفت چنان كه تخت ما بر چهار پايه قرار دارد نه دو پايه همچنان حكومت ما بر يهوديان و مسيحيان و زردشتيان نيز استوار ميگردد .
--> ( 1 ) - بقولى وزن آن دويست مثقال بود ( مترجم ) . ( 2 ) - در مجلهء انجمن آسيائى همايونى ، شماره اكتوبر 1910 صفحهء 1136 شرحى راجع به اين گنج عديم النظير ذكر شده است ( مؤلف ) .