سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
667
تاريخ ايران ( فارسى )
لياقت نموده بود از طرف مردم براى رياست در انقلابى كه بر ضد فكاس غاصب كرده بودند دعوت شد . او هم با كشتيهاى جنگى چندى از افريقا حركت كرده و بدون تصادمى وارد قسطنطنيه گرديد و بالاخره خود را امپراطور اعلام نمود ، وى پس از جلوس بر تخت وقتى كه تيرگى اوضاع سياسى را ديد بلافاصله باداره و انتظام امور پرداخت . غارت انطاكيه و گرفتن اورشليم بتوسط پرويز 611 ميلادى در سال 611 ميلادى خسرو پرويز از اوضاع آشفته و پريشان روم استفاده نموده دوباره به سوريه حمله برد . پس از شكست دادن قواى ضعيف روم انطاكيه و اپاما را غارت نموده و در سال بعد براى بار دوم به كاپادوكيه حملهور شد . در سال 614 ميلادى خسرو دمشق را گرفت . سردارش در سال بعد يك جنك تباهكنندهاى بر عليه جماعت مسيحى از اين مركز تبليغ نمود و درنتيجه 26 هزار تن يهود به او پيوسته اورشليم را پس از محاصره ، تصرف و تاراج نمودند . از جمله صليب مقدس كه آن را صليب حقيقى ميگفتند و متبركتر و مقدسترين ذخائر مسيحيان روى زمين بود به تيسفون حمل شد . در كاغذى كه اين فاتح مغرور به هرقل نوشته مضمون آنكه خيلى شبيه به احضاريه يا امريههاى معروف سناخريب مىباشد بشرح زير است : « از طرف خسرو بزرگترين خدايان و مالك تمام روى زمين به هرقل غلام پست و بيحس خودش ، شما ميگوئيد كه ما بخداى « 1 » خود وثوق و اطمينان داريم . ( كه بما كمك مىكند ) خيلى خوب ، پس چرا آن خداى شما نتوانست اورشليم را از دست من خلاص كند . . . بى خود خودتان را به اين عقيدهء واهى كه به مسيح داريد فريب ندهيد و حال آنكه او حتى نتوانست خود را از چنگ يهوديان خلاصى بخشد بلكه او را به دار زده و بعد بدنش را با ميخ كوبيده و به اين وضع فجيع مقتولش ساختند . حدود فتوحات ايران بدينقدر كه گفته شد محدود نبوده بلكه در سال 616 ميلادى شاهين براز سردار ايرانى از ريگستان عبور كرده بفلسطين حمله برد و اسكندريه مركز
--> ( 1 ) - مراد حضرت مسيح است ( مترجم ) .