سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

663

تاريخ ايران ( فارسى )

خسرو به طرف دجله راند و پيش از اينكه از نهر بگذرد يكدسته از قواى او به ريزاسيوس سردار بهرام را غفلة و بطور غريبى دستگير كرده بنزد وى آوردند و بعد از نهر عبور كرد . بينى و گوشهاى اسير بدبخت را دفعة قطع نموده و بعد در يك مجلس ضيافت بزرگى ويرا حاضر كردند تا شاه و ساير مهمانان او را بازيچه كرده و مسخره و ريشخند كنند و آنگاه بطوريكه تيوفيلاكتوس بما خير ميدهد او را بقتل رسانيدند . القصه او از دجله روانه شد و مقارن اين اوقات آرتش آذربايجان كه بتوسط دو خال او فراهم شده بود به سپاه وى ملحق گرديد با اينكه بهرام قاعدة بايد با تمام قوا از اتصال آنها جلوگيرى كرده باشد . بعلاوه يكدسته سپاه روم تيسفون و سلوكيه هردو را به تصرف درآوردند و اين البته يك ضربت خيلى سختى بوده است كه بر حريف وارد آمد ، بالاخره جنگ بين فريقين شروع گرديد . در جنگ اول قلب سپاه بهرام بواسطهء روميان به هم خورده و لذا مجبور شد به پناه تلال و تپه‌هاعقب بنشيند ، پادشاه بزرگ وى را تعاقب نمود ، ولى بهرام از پشت تپه‌ها حملات دشمن را با تلفات زياد دفع كرده مگر وقتى كه شب شد او به طرف جبال كردستان عقب كشيد و از اين عمل ضعف خود را به ثبوت رسانيد . بالاخره در نزديك قلعهء مشهور كانزاكا ياشيز موضع گرفته و همان جا را مأمن قرار داد . بطوريكه سابقا مذكور داشتيم اينجا همان محلى است كه آنطونى آن را محاصره نمود . خسرو بتعاقب دشمن روانه شد و بالاخره جنگ ديگرى بين او با بهرام روى داد . اين جنگ كه بزرگتر از جنگ اولى بود وقتى بوقوع پيوست كه چندين زنجير فيل بكمك بهرام فرستاده شده علاوه بر عدهء قواى وى هم افزوده شده بود . جنگ خيلى سخت و هولناك بود ، اما نتيجهء آن قطعى و بهرام بطور قطع شكست خورد . توضيح اينكه بهرام ابتدا بجناح راست روميان حمله برد ( و آن قسمت از قشون شروع بعقب‌نشينى نمود ) ولى نارسيس سردار هوشمند و لايق آنها يك‌دفعه بكمك شتافته قشون را از عقب‌نشينى جلوگيرى نمود . بعد او همانطوريكه در جنگ اول هم كرده بود به قلب لشكر بهرام حمله