سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

655

تاريخ ايران ( فارسى )

ديگر دارد شكار مىكند و يا به طرف شهر برميگردد . اين ورزش تفننى كه تصوير آن نموده شده ظن قوى ميرود در يكى از « فراديس » يكى از باغهاى سلطنتى به عمل آمده است و مؤيد بر مصنوعى بودن محل مزبور هم حضور يك عده نوازنده مىباشد . در شكارگاه گراز هم فيلان چندى ديده ميشوند كه شكارها را به طرف يك محوطهء بىمخرجى مىبرند و پادشاه گرازهاى جنگلى را از ميان قايقى كه در آن نشسته است تير مىزند . در اين‌جا دوباره ديده مىشود كه جانوران شكارى را به محوطهء ديگر جمع ميكنند و دستهء سازندگان باز ديده ميشوند كه در ميان قايق نشسته مشغول نواختن ميباشند ، در يك گوشه خوكهاى افتاده به نظر ميرسند كه امعاء و احشاء آنها را بيرون آورده بر پشت فيلها مياندازند ( كه بسراى سلطنت حمل كنند ) و رويهمرفته اين نقوش و اشكال قابل بسى توجه ميباشند و شايستهء اين است كه در اطراف آنها زياد غور شود . زرگرى ساسانيان يا كارهاى آنها در نقره‌آلات ما از اين هنر جالب و جاذب آنها بوسيلهء سه پارچه ظرف كه گراور آنها درج كتاب است ميتوانيم اطلاع پيدا كنيم . در ظرف اول صورت بهرام گور منقور است كه شيرى را با شمشير دارد ميكشد و در ظرف دوم صورت شاپور دوم است كه به شكار آهو مشغول مىباشد و اين سلاطين را از پوشاك سرشان كه در هركدام به وضع مخصوصى جداگانه است خوب ميتوان شناخت و اما ظرف سوم و آن يك منظر عالى و باشكوهى از شكار شير ، گراز و قوچ كوهى را در كمال وضوح از نظر ما ميگذراند . هنر مزبور مطابق اصول فنى نهايت درجه مهم مىباشد چه اشكال و نقوش آن با ظرف ، يك‌پارچه نيستند بلكه هريك جداگانه ساخته شده و بعد با ظرف جوش داده‌اند . مجسمهء شاپور اول تنها مجسمهء معروفى از ايران كه امروزه موجود است مجسمهء واقعهء در غارى نزديك شاپور مىباشد و آن متأسفانه بدست جنايت‌كارانهء آنهائى كه مخالف با اين نقوش و آثارند به حال بدى افتاده است ، صورت مزبور ابتدا روى يك تخته‌سنگ جداگانه‌اى كنده شده و بعد بسقف غار آن را وصل كرده‌اند . هنگام دخول در غار چشم ناظر به پايهء مجسمه‌اى ميافتد كه چهار پا ارتفاع دارد و آن در