سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
644
تاريخ ايران ( فارسى )
مبهم و تاريك است . كتب و رسائل زيادى كه حجم آنها طبق نظريهء وست « 1 » و تخمينى كه كرده باندازهء حجم تورات مىباشد در پهلوى بما رسيده است و بايد دانست كه اين لفظ يعنى كلمهء پهلوى بيشتر در خط است نه لغت و زبان ولى عموما بدين رفتهاند كه زبان رسمى ايرانيان در دورهء ساسانيان پهلوى بوده است . تاريخ اوليهء استعمال اين زبان و تكلم به آن تا چهارصد سال پيش از ميلاد است و آخرين كتابى هم كه در آن نوشته شده متعلق بقرن نهم ميلادى مىباشد ، ليكن در اثناء نيمهء آخرى حيات آن ، استعمال پهلوى محدود و منحصر به نقل از كتابهائى بوده كه پيش به اين زبان نوشته شده بودند . يكى از چيزهاى شگفتآورى كه در اين زبان وجود دارد آنست كه آنچه خوانده مىشود كاملا غير از آنچيزى است كه نوشته شده است . مثلا بجاى عنوان پادشاه « شاه شاهان » به زبان آرامى « ملكان ملكا » نوشته شده در صورتى كه آن « شاه شاهان » خوانده شده است و يك مثال ديگر كه عمومى است « لاهما » براى نان نوشته ولى نان خوانده مىشود و مانند آن و اين رسم و طرز تحرير براى مردمى كه خط كتابت آنها از علائم و رموز تشكيل يافته و يا مجموعهء اين حروف را دائما بجاى علامت و نشان ميگرفتند يك امر عادى بوده است چنان كه پروفسور برون تحقيقا نشان داده علم سياقى كه امروز در تمام ايران متداول است كه در حساب به كار مىبرند مخفف يا مصحف اشكال نامهاى عربى است كه براى شمارههاى مختلف استعمال ميشوند . من در فصل نهم كتاب شرحى از اوستا بطور مختصر مذكور داشتم و گفتم كه آن به زبان ويژه موسوم به اوستائى نوشته شده و تا طلوع سلسلهء ساسانى مهجور و در طاق فراموشى گذارده شده بود ولى در اين زمان و بتوسط اردشير كتاب مزبور دقيقا جمعآورى شده و مدون گرديد . اين كتاب بواسطهء رواج يافتن مطالعهء كتابهاى مقدس زردشت دوباره در پهلوى شرح شده و بر حجمش افزود ، در فرنگستان تقريبا تا زمان
--> ( 1 ) - « مقدار ، زبان ، و عصر ادبيات پهلوى » تأليف فاضل مشار اليه . برون در تاريخ ادبيات ايران شرحى بطور اختصار در اينباب نوشته و من خودم را مديون كتابهاى پروفسور نامبرده ميدانم ( مؤلف ) .