سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

632

تاريخ ايران ( فارسى )

جزو جرائم مستوجب تنبيه و سياست شمرده ميشدند . باهميت وسايل ارتباط پىبرده و ديد كه بواسطهء غفلت از آن يك امپراطورى بدين معظمى رو بضعف و خرابى نهاده است و لذا به امنيت طرق و شوارع پرداخت ، مسافرين و جهانگردان را تشويق كرد كه بايران سفر كنند ، از واردين و ميهمانانش پذيرائى گرم نموده و همه نوع نوازش و محبت درباره آنها مرعى ميداشت كه از آن جمله هفت نفر از حكماى فلاطونى جديد يونان بودند كه ژوستىنين آنها را تبعيد كرده بود . بنابعقيدهء برون آمدن اين حكما بايران از اينجا حائز اهميت مىباشد كه مسلك تصوف يا طريقهء سلوك و عرفانى كه بعدها در ايران ميان ايرانيان پيدا شده از همين سرچشمه آب گرفته است . اين پادشاه با كثرت مشاغل و توجه بمسائل و امور زياد از فراگرفتن علم و دانش هم غفلت نميورزيد . او حكمت ارسطو و افلاطون را در يك ترجمهء فارسى كه بامر او صورت گرفته بود خواند ، در جندىشاپور دانشگاهى تأسيس كرد كه در آنجا علم طب بطور خاص تدريس ميشد ، در صورتى كه از تعليم حكمت و فلسفه و ساير فنون ادبى هم غفلت نميشده است . فرامين يا نصايح و كلمات اردشير بابكان در سلطنت او دوباره شايع شده و جزء آئين و دستور عالى كشور اعلام گرديد . يك « خوذاى نامك » يعنى كتاب شاهان مشتمل بر تاريخ مشهور و افسانه‌هاى ايران نيز تدوين گرديد و اين همان كتابى است كه فردوسى اساس حماسهء رزمى معروف خود را بر آن قرار داده است . حتى از هند كه در آنزمان اقصى بلاد شمرده ميشد كتب و آثار پيل‌پاى « 1 » ، پيش قدم ادبى حكايات اسوپ « 2 » آورده شد و همچنين بازى شطرنج « 3 » و نيل از آن سرزمين دوردست وارد ايران گرديدند و اينرا هم بايد يادآور

--> ( 1 ) - ( Pilray ) مراد از آثار و كتب پيل‌پاى ظاهرا كليله و دمنه است ( مترجم ) . ( 2 ) - ( Aesop ) اسوپ نويسندهء حكاياتى است مشهور كه تا اين زمان بنام او باقىمانده و معروف است كه او اول غلام بوده و بعد از آزاد شدن كىزوس پادشاه ليديه از او بسيار قدردانى نمود ( مترجم ) . ( 3 ) - اسم اين بازى هندى « چاترانگاه » يا چهار درجه بود ولى ايرانيان وقتى كه آن را انتخاب كردند اسمش را بغلط شطرنج گذاشتند و لفظ « شاه » از طرف فرزندان وفادار ايران بان الحاق و متصل گرديد و اما كلمهء « Chess » ، در زبان انگليسى بايد دانست كه آن از ( Echecs ) فرانسه گرفته شده است ( مؤلف ) .