سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
627
تاريخ ايران ( فارسى )
او از اين پيشآمد بغايت مشوش شده در صدد افتاد كه سفرا را مسموم سازد و وانمود كند كه آنها از عوارض طبيعى بيمار شده مردند ! ليكن وقتى كه ديزابل از اين جسارت و تخطى آگاه شد غضبناك گرديده هيئتى بدربار ژوستن « 1 » فرستاد و درنتيجه قرارداد مودتى فيما بين بسته شده براى استحكام روابط دوستى سفيرى هم از جانب دولت روم در 569 ميلادى بدربار خان رفت . در اين اثنا تركان به خاك ايران حملهور شدند ليكن بعد از رسيدن لشكر ايران فورا رو بهزيمت نهادند . ديزابل وقتى كه ديد نتوانست با قواى خود كارى از پيش ببرد دوباره سفيرى بدربار روم فرستاد ( 571 ميلادى ) و از ژوستن درخواست نمود كه عهد صلح با ايران به هم بزند و با اتراك متحد گردد و حال آنكه از مدت آن فقط نه سال گذشته بود . جنك سوم با روم 579 - 572 ميلادى با كمال تعجب ژوستن از معاهدهء با ايران چشم پوشيده و عهد صلح را نقض كرد ، گوئى همان موجباتى كه نوشيروان را واداشت كه بعد از عهد صلح اول او با روم حمله بشام ببرد ژوستن هم تقريبا روى همان موجبات اين عهد صلح را نقض نمود . بعبارت ديگر او از قوه و اقتدار حريف سخت نگران شده و ترسيد كه آن تعادل و توازن را به هم بزند ، علاوه بر اين پادشاه بزرگ آنوقت سنش بالغ بر هفتاد سال بود و ژوستن چنين گمان ميكرد كه او پير و ضعيف شده نميتواند كارى از پيش ببرد ، ليكن اين شير پير هنوز قوى و خطرناك بوده چنان كه به مجرد احساس خطر شخصا فرماندهى قوا را به عهده گرفته با سپاه عظيمى افواج روم را كه نصيبين را محاصره كرده بودند شكست داده و تا دارا آنان را تعاقب نمود و آن شهر را هم محاصره كرد و در همان هنگام يكدسته قشون طيار « 2 » مركب از شش هزار سوار زبده حمله بسوريه برده و اطراف انطاكيه را آتش زده شهر اپاما را خراب كرد و بعد از بربادى تمام آن نواحى برگشته جلودارا به نوشيروان ملحق گرديد .
--> ( 1 ) - Justin . ( 2 ) - مقصود از طيار سواره نظام سبك اسلحه است كه بسرعت از جائى به جائى حركت مىكند ( مترجم ) .