سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

606

تاريخ ايران ( فارسى )

خلع كرده برادرش جاماسپ را بر تخت نشاندند . با وجوديكه خشم مردم باندازه‌اى بود كه قتل او را خواستار بودند معهذا اين برادر از روى مهربانى راضى بقتل او نشده بالاخره مردم را از اين خيال منصرف ساخته ويرا در قلعهء مشهور فراموشى زندانى كرد . سلطنت ثانوى قباد 501 - 531 معذلك او بدستيارى زنش كه بقولى ويرا در جامه‌هاى خود پنهان كرده از زندان فرار كرد و بنزد هياطله رفت و در آنجا از وى پذيرائى به عمل آمده بكمك و تقويت پادشاه آنجا بايران برگشت ، چون جاماسپ مقاومتى نكرد دوباره بر تخت بنشست . رعاياى متمرد و سركش دوباره سر اطاعت فرود آوردند ، ولى اين دفعه با مزدك رسما همراهى ننمود ، هرچند باصول اين مذهب هنوز علاقمند بوده و از پيروان او شمرده ميشد . جنك اول او با روم ( بيزانس ) 503 - 505 در سلطنت قباد صلح هشتاد سالهء با روم خاتمه پيدا نموده و يك سلسله جنگ‌هاى متوالى خونينى آغاز گرديد . اين جنگ‌ها از قواى طرفين كاسته و هردو رو بضعف نهادند و آن ، راه را براى فتوحات عرب باز كرد . يكى از مواد صلحى كه در 422 بين يزدگرد دوم و تئودوسيوس دوم ( تئودوز ) امپراطور بيزانس انعقاد يافت و ما آن را در فصل سابق مذكور داشتيم اين بود كه دولت روم ساليانه مبلغى بدولت ايران براى نگاهداشتن پادگان قوى در دربند به‌پردازد و سخن اينجاست كه آن در تمام مدت صلح پرداخت نشده بود و قباد كه به جهت انعام متفقين يا دوستان هياطلهء خود احتياج مبرمى به پول داشت لذا اقساط عقب افتاده را مطالبه كرد و اناستاس امپراطور متعذر شد كه ايران چون در موقع خود مطالبه نكرده مرور زمان اين حق را از ميان برده است و بر اثر اين جواب جنگ بين دولتين اعلان گرديد . در اين‌جا ابتدا ارمنستان روم هدف واقع شده و سپاه ايران ناگهان بانجا حمله برده و موفقيت كامل هم حاصل نمود . ارزروم چون غافلگير شده بود تقريبا بلافاصله تسليم گرديد . قباد اينمملكت را به حال خرابى انداخته به طرف آمد ( دياربكر ) روانه شد .