سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
594
تاريخ ايران ( فارسى )
مخفى داشته بطوريكه احدى از مقصدش اطلاع حاصل نكرد . او طرح شبيخونى ريخت و در تاريكى غفلة بدشمن حمله كرد و در اينقسمت او نقشى را به كار برد كه آن بيك اندازه مشابه با نقش جدعون « 1 » بوده است كه براى غلبهء بر مديانىها به شكستن كوزه و سبوها مبادرت كرد . بهرام نيز انبانها را پر از سنگريزه نموده به گردن اسبان آويخت ، او كاملا دشمن را غافلگير كرد كه نتوانست دست و پاى خود را جمع كند و اسبها نيز به كلى وحشت كرده بناى رميدن و فرار را نهادند . خلاصه خان و بسيارى از سران و افسران او را كشته و زوجهء معتبر خان را دستگير كرده غنائمى فراوان بدست آورد . براى تكميل فتوحات خويش بهرام هياطله را تا آنطرف جيحون راند و بار ديگر شكستشان داده مجبور ساخت كه تقاضاى صلح نمايند ، در صحت واقعى اين لشكركشى بهرام هيچجاى شبهه و ترديد نيست چه ولايات شرقى ايران بعد از اين تا اواخر سلطنت طولانى اين پادشاه كاملا امن بوده است و در عينحال ايران تا چندين نسل معرض خطر حمله و هجوم اين صحرانشينان وحشى بوده و آن ، خيال فرمانروايان اين كشور را به خود مشغول ميداشته است . حكايت لشكركشى بهرام را بهند كه ميگويند پادشاه هند سند و مكران را در عوض خدمات او بر عليه دشمن مشترك تقديم كرده است نميشود معتبر دانست اما اصل قضيه را من تصور ميكنم كه تا اندازهاى متكى بمدارك تاريخى باشد و در هرصورت اين مطلب در ايران انتشار دارد كه بهرام بطوريكه فردوسى هم نقل مىكند دوازده هزار لورى با خود از هندوستان بايران آورد كه تا وسايل و اسباب رقص و آواز را براى ملت او آماده كنند و بنابعقيدهء جمعى كوليها از نسل آنها ميباشند . بهرام گور شكارچى ماهر و زبردست احساسات يا مهر و علاقهاى كه از طرف ايرانيان نسبت به بهرام هنوز ابراز مىشود از اينجهت است كه او هميشه و در تمامى اوقات نمونهء يك شكارچى مقتدر باقيمانده و آن تا اين پايه است
--> ( 1 ) - خوانندگان اگر از تفصيل آن بخواهند مطلع شوند به « سفر داوران » توراة باب 6 و 7 مراجعه كنند . ( مترجم )