سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
585
تاريخ ايران ( فارسى )
است . جانشين اردشير دوم برادرزادهاش شاپور سوم در سال دوم جلوسش قراردادى با دولت روم بسته و نيز بسركوبى طايفهاى از اعراب موسوم به « اياد » « 1 » لشكر كشيد و در طاق بستان نزديك كرمانشاه تصوير خودش و شاپور كبير را حجارى كرده است كه آن تا بامروز باقى مىباشد . وفات وى در سال 388 م بوده است . تجزيهء ارمنستان 384 ميلادى روميان بعد از قتل پارا آن هم بدان ذلت و خوارى كه سابقا ذكر شد يكى از شاهزادگان اشكانى موسوم به وارازتاد را بسلطنت ارمنستان نامزد كرده ولى اختيارات واقعى را بيكى از نجباى ارمنستان موسوم به موشگ واگذار نمودند . وارازتاد موشك را بواسطهء سوءظنى كه از او حاصل كرده بود در يك مجلس ضيافتى بقتل رسانيد . اين قضيه سبب تهييج برادر موشك كه مانوئل نام داشت گرديده بر ضد وارازتاد قيام كرد و تاج و تخت را بنام عيال بيوه و دو پسر پارا تصاحب نمود . او چون خود را بالاخره مجبور بكشمكش با روم ميدانست بدوا سفيرى بنزد اردشير فرستاد و حاضر شد بدربار ايران خراج فرستاده و تبعيت آندولت را قبول نمايد . شرايط معاهده با عجله و شتاب تمام انجام گرفت و يكنفر والى ( استاندار ) با ده هزار قشون به ارمنستان اعزام گرديد كه بمعيت مانوئل در آنجا حكمرانى نمايد . اين حكمرانى دو نفرى كه غيرممكن و نشدنى است ناگهان بدست مانوئل خاتمه پيدا نمود ، توضيح اينكه به او خبر رسيد كه ميخواهند ويرا دستگير كنند و لذا بر پادگانهاى ايران حمله برده و تمام آنها را نابود ساخت . اينمرد تا وقتى كه حيات داشت بر جاى خود ثابت و مستقل مانده و پس از مرك او در سال 383 ميلادى دولتين ايران و روم نزديك بود باز بر سر ارمنستان داخل جنك شوند ، اما چون روم از ضربت سخت تزلزل آورى كه از گوتها در جنگ ادرنه در سال 378 خورده بود هنوز سر بلند نكرده بود و از اينطرف در ايران سلاطينى كه سلطنت ميكردند تماما دم از صلح زده رزمجو و جنگى نبودند و لذا در 384 م عهد صلحى بين دولتين بسته شد كه بموجب آن قسمت اعظم شرقى آن ضميمهء دولت ايران شده و قسمت غربى آن متعلق بروم گرديد . در
--> ( 1 ) - مسعودى ، مروج الذهب جلد دوم 189 ( مؤلف ) .