سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

575

تاريخ ايران ( فارسى )

معذلك يك نيروى مركب از شصت هزار سرباز جنگ‌ديدهء رومى كه بواسطهء موفقيت و كاميابى ترغيب و تشجيع شده و نيز آوردن آلات و ادوات محاصره بوسيلهء كشتيها تماما مىرساند كه ژولين در نظر گرفته عمليات كند يعنى تيسفون را حصار داده بگيرد ، و درنتيجه شاپور را وادار بيك جنگ قطعى نمايد . ممكن است گفته شود كه چون ژولين قلاع و مستحكمات نواحى فرات را زياده از اندازه‌اى كه انتظار داشت مستحكم و استوار ديد چنين پنداشت كه استحكام و صلابت تيسفون بيش از آنست كه بتواند آن را با محاصره بگيرد و بعبارت ديگر سلسلهء ساسانى كه در فنون و طرز اداره از اشكانيان بمراتب شايسته‌تر بودند در بناء قلعه و فن قلعه‌بندى مهارتى بسزا داشته‌اند و از اينرو تيسفون را غيرقابل تسخير قرار داده بودند و اين يك نظرى است كه آميانوس مورخ آن را تأييد نموده است . اما با فرض اينكه محاصرهء تيسفون غيرعملى بود باز هم جاى تعجب است كه چرا ژولين كوشش نكرد قشون شاپور را در ميدان بمبارزه مجبور سازد ، چنان كه اگر بجاى او اسكندر بود با همهء قلت وسايل و اسباب دست باينكار ميزد . واضح است كه اگر ژولين آن قشون را بميدان كشيده و شكست ميداد شهر تيسفون باحتمال قوى خودبخود تسليم ميشد در اينموضوع هرقدر بيشتر غور مىشود روشن‌تر ميگردد كه براى انجام يك‌چنين عملى كه در حقيقت از مسائل عادى فنّ جنگ بشمار ميآيد ژولين نقشه‌اى نيانديشيده بود ، چه نظر بعجله و شتابى كه در اتمام كار و ديگر مسافت بالنسبه كمى كه به تيسفون داشت تصور نميكرد مجال بيابد پيش از آنكه به شهر برسد با قشون شاپور روبرو شود و در ميدان بمبارزه پردازد و اين حقيقت هم بر او مسلم بود كه يگانه راه پيروزى دست يافتن بر آن قشون مىباشد . ليكن اقدامات و عمليات ژولين به كلى بىاساس و بر خلاف منطق بوده است زيرا بعد از آنكه مصمم گشت كه تنها تيسفون را ترك گويد بجاى اينكه با شاپور دست‌وپنجه نرم كند به دست‌پاچگى كشتيهاى خود را آتش زده سوزانيد و اين خود سبب تجرى و جسارت دشمن گرديد و بعد هم به طرف كردستان عقب‌نشينى كرد ، شما ملاحظه كنيد