سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
572
تاريخ ايران ( فارسى )
مرزى ايران را غارت كنند و پس از غارت آنحدود دوباره در جلو تيسفون به سپاه عمدهء روم ملحق گردند . خود ژولين مصمم گشت از طريق شط فرات حركت كند ، هرچند براى فريب دادن دشمن امر بجمعآورى خواربار در نواحى دجله صادر نمود . چنانچه مطابق روايت اميانوس مارسيلونوس و بدلالت او با سپاه روم به طرف جنوب فرات مرافقت نمائيم مناظر شورآور و مهيّجى از نظر گذشته يكهزار و يكصد فروند كشتى در اينجا به نظر ميرسد كه ضميمهء نيروى امپراطور گرديده و قبايل ساراسن كه بزعم مورخ رومى نه دوستى با آنها و نه دشمنى هيچيك مطلوب نيست براى اظهار اطاعت و قبولى خدمت بنزد امپراطور آمدند . بارى او از كالينكوس نزديك ملتقاى بليك با فرات به ملتقاى آن با خابور رفت و سپاه عظيم روم از آن رود بزرگ بمرز امپراطورى در سر سزيوم دژ مهم معتبرى كه ديوكلثين بنا نهاده بود رسيد . بعد از عبور از خابور بوسيلهء پلى از قايق قرار شد احتياطات نظامى را كاملا رعايت نموده و دستجات قشون باهم و باقاعده حركت كنند . توضيح اينكه بدستهء سوارهنظام امر شد كه زير فرمان آرينتئوس « 1 » و نيز هرمز يكنفر مدعى ساسانى ( بطور قراول ) طرف مشرق پيش بروند ، چند دسته سپاه نيزهدار هم تماس و ارتباط با ناوگان را حفظ ميكردند و بقيهء نيرو را در وسط جا داده با نظم و ترتيب قابل توجهى حركت ميكردند كه تا دشمن را از عدهء خود بخوف و هراس اندازند . ژولين بر خلاف تراژان نتوانست قسمت عمدهء شهرهائى را كه در پشت سر گذاشت به تصرف دربياورد و يا اكثريت اهالى را مطيع سازد بلكه مجبور گرديد كه آنها را به حال خودشان يعنى عدم اطاعت باقى بگذارد ، آرى يك مانع بزرگ پيشرفت كار او اين بوده كه فن استحكامات و قلعهبندى كه پارتيها از آن بى خبر بودند مورد دقتنظر و استفادهء ساسانيان واقع بوده و در آن مهارتى بسزا داشتهاند . چنان كه در قضيهء سيروس جوان ملاحظه شد براى ژولين هم كه خط سير او را ميپيمود هيچگونه تعرض و مصادمتى از طرف نيروى نظامى رخ نداد تا آنكه از
--> ( 1 ) - Arinthaeus .