سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

563

تاريخ ايران ( فارسى )

قسطنطين امپراطورى روم را ما بين سه پسر خود تقسيم كرده بود ، شاپور درنتيجه بجاى امپراطور عظيم روم اكنون مواجه با يك پادشاهى شده كه گذشته از منازعات احتمالى داخلى منابع ثروت و قدرتش هم از خود بمراتب كمتر بوده است ، حوادث و تصادفات ديگر هم تماما اينوقت مساعد به حال شاپور بوده‌اند ، از جمله تيرداد پادشاه ارمنستان كه وقتى مسيحيان را عذاب و شكنجه ميكرد سپس مسيحى متعصبى گرديده و بواسطهء اينكه برعاياى خود در قبولى اينمذهب جديد اعمال جبر و زور مينمود همهء آنها از وى متنفر بودند . وى در 314 ميلادى مرد و جانشينانش نالايق و ضعيف درآمده و در نتيجهء بىحالى آنها اين مملكت كه نرسى انرا واگذار نموده مجددا بدست آمده بود ، گذشته از همه بعد از مرگ قسطنطين لژيونها و افواج روم عصيان نموده بناى شورش را گذاشتند . و بالنتيجه شاپور موقع را مناسب ديده در 337 ميلادى با دستجاتى از سواران سبك اسلحهء خود از سرحد ( مرز ) عبور كرد و در همانوقت بت‌پرستان ارمنستان را بشورش بر ضد روميان تحريك نموده و اعراب را هم واداشت كه به خاك روم حمله ببرند . كنستانتيوس كه هنگام جلوس بر تخت بيست ساله بود بمقابلهء با شاپور بمرز شرقى شتافت ، ولى در اينجا دريافت كه قواى وى در شماره و مهمات از دشمن كمتر و ضعيف‌تر است . با اينحال شاپور در ابتدا به همان تاخت‌وتاز اكتفا كرده و از اينراه دشمن فرصت يافت كه بر شمارهء نيروى خود افزوده و نظم و ترتيبى بساير كارهاى خود بدهد ، چنان كه دستجات روم در ارمنستان غالب آمده و اين سال بيش از انتظار مساعد به حال كنستانتيوس خاتمه يافت . در سال 338 شاپور نصبين را كه مركز عمدهء روم در بين النهرين محسوب ميشد محاصره كرد ولى مدت محاصره دو ماه طول كشيد و بنابروايت تئودور ( اگر قابل قبول باشد ) بر اثر دعاى يوحنا اسقف اعظم آنشهر ، انواع حشرات از قبيل پشه و مگس بر محاصرين استيلا يافت و شاپور مجبور به عقب‌نشينى گرديد ، سپس جنگ ولى جنگ و گريز بدون پيشرفت قابلى ادامه يافت . شاپور حمله به اطراف و حول‌وحوش