سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

560

تاريخ ايران ( فارسى )

( شاپور بزرگ ) فصل سى و هفتم شاپور بزرك در سپيده‌دم تمامى صحرا ، تا هرجا كه چشم كار ميكرد از برق اسلحه ميدرخشيد ، سواران غرق سلاح جلگه‌ها و تپه‌ها را پر كرده بودند ، شاپور بر اسب خويش نشسته پيشاپيش تمامى لشگر ميرفت و به بالا از همه درميگذشت ، چيزى به شكل قوچ كه از زر ساخته و جواهر نشاندهء بودند بجاى تاج بر سر داشت ، كوكبهء عظيمى از طبقات مختلفهء ارباب مناصب از هرملت و قومى كه در دنبال او بودند بيشتر بر جلال و عظمت وى ميافزود . ( اميانوس مارسلينوس 19 - 1 ) پيدايش شاپور دوم 309 ميلادى پدر شاپور بزرگ هرمز دوم بود كه از 301 تا 309 ميلادى سلطنت كرده است ، او مينويسند كه شوق وافرى به بناى عمارات داشته و نيز عدالتخانه‌اى براى فقرا و بينوايان تأسيس كرده بود كه اگر از طرف توانگران ستمى به آنها بشود بانجا شكايت كنند . بعد از مرگ وى ، هرمز وارث طبيعى او بوده ليكن نجباى مملكت كه او را بواسطهء علاقه‌اش بفرهنگ يونان بد داشتند از انتخاب او بسلطنت ابا نموده در مقابل طفلى را كه هنوز در شكم مادر و جنين بود كه آن عبارت از شاپور دوم باشد پادشاه و صاحب تاج و تخت برگزيدند و حتى پيش از اينكه متولد بشود مراسم تاجگذارى پس از اعلام مؤبد موبدان كه جنين