سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

552

تاريخ ايران ( فارسى )

كه « برومند و بارور باشند » . آرى او پيروان خود را به تزويج و كثرت توالد و تناسل ترغيب و از هرگونه رياضتى بر خلاف طبيعت جلوگيرى مىكند برعكس مانى كه ميگويد براى رستن از جهان مادى و پليد بايستى آخرين درجهء وسايل را به كار برد و بالنتيجه تزويج و تكثير نسل انسانى را جزو شرور و اعمال پليد شمرده است و بهرام چنان كه در بالا گفتيم به همين قسمت از تعاليم او ايراد داشته است . اين دو آئين هر دوى آنها قائل به دو اصل ميباشند ، در اينجا برون شرحيكه ذكر نموده ما آن را در زير به نظر خوانندگان ميرسانيم « در مذهب زردشتى آفرينش خير و شر ، كشور اهورامزدا و آن ديگر كشور اهريمن ، هركدام قسمت معنوى و نيز مادى را دربر دارد . . . از طرف ديگر مطابق نظريهء مانى اختلاط نور و ظلمت كه سبب بنيان جهان مادى و عنصرى است در اصل پليد و نتيجهء فعاليت قواى شر و پليدى مىباشد . . . عالم بتمامه فروخواهد ريخت و آخرين حريق و اشتعال رهائى نور و حل و تصفيهء قطعى آن را از ظلمت فناناپذير و غيرقابل استخلاص مسجل خواهد ساخت » . مانى رسالت زردشت ، بودا و مسيح را تصديق نموده است ، ولى در خصوص مسيح بيان خاصى دارد و ميگويد مسيح حقيقى روح محض بوده و جسم نداشت و شخص مصلوب بنام مسيح يكى از مخالفين وى « پسر بيوه‌زن » بوده است ، اينمسئله قابل ذكر و جالب‌توجه است كه پيمبر اسلام نيز راجع به مسيح همين نظريهء مانى را تعقيب و اتخاذ نموده است « 1 » . بالجمله فرقهء مزبور با اعدام پيغمبر خويش از بين نرفته بلكه ساليان خيلى دراز در عالم منتشر بوده است . آرى مانويها با پاپ و رئيس روحانى خاص بخودشان ابتدا در بابل و بعدها در سمرقند با همان جنبهء بدبينى كه اساس شريعت و آئينشان بر آن مبتنى بود قرنها دوام نموده و ترقيات و پيشرفت‌هاى ادبى و صنعتى و فنى از هرحيث داشته‌اند . حتى پس از ظهور اسلام آئين مانى اهميت خود را از دست نداده در آسياى مركزى تا نواحى تبت اشاعت و انتشار داشته است . در قسمت اروپا آئين مانى

--> ( 1 ) - سورهء 4 آية 156 « وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ( مؤلف ) .