سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
543
تاريخ ايران ( فارسى )
به تنهائى براى ربون آن گو سبقت كرد و از همينجا پدر شاد شده فهميد كه او پسر اردشير است . با توجه باينمطلب كه مدت سلطنت اردشير بعد از واقعهء قتل اردوان چهارده سال بوده است بمشكل ميتوان اين حكايت را تصديق نمود چه از حكايت مزبور معلوم مىشود كه سن شاپور در اينوقت كه بر تخت نشست سيزده سال بوده است . از طرف ديگر حكايتى كه احساسات و خاطرات مردانه و دليرانهء مؤسس يك خاندان بزرگ را بما نشان ميدهد خطاست كه آن حكايت را از نظر بيندازيم . شورش ارمنستان و هاترا ( الحضر ) ، 240 ميلادى خبر فوت اردشير كه به ارمنستان و هاترا رسيد هردو يك دفعه بناى شورش را گذاشتند ، نائره شورش ارمنستان به آسانى جلوگيرى شده و فرونشانده شد و اما هاترا چون شاپور از حصار آن مطلع بود كه استحكامش به حدى است كه تراژان و سيويروس نتوانستند بر آن دست يابند لذا بمحاصرهء آنجا با قاعده كوشش ننمود بلكه در صدد افتاد كه حيلهاى به كار برد . اتفاقا پادشاه ياغى دخترى داشت كه حاضر شد قلعه را تسليم شاپور كند مشروط بر اينكه او را براى خود تزويج كند ، شاپور هم قبول نمود چنان كه هاترا را بدست دغا و غدر و خيانتپيشهء اين دختر فتح نمود اما او عهد خود را شكست و آندختر نابكار را بدست مير غضب داده اعدامش كرد . اولين ميدان جنگ در مقابل روم ، 244 - 241 ميلادى شاپور بعد از استقرار سلطنت خويش و تثبيت مرزهاى مملكت عازم گرديد كه از اوضاع پريشان روم كه بمنتها درجه رسيده بود استفاده كند . توضيح اينكه سوروس اسكندر حريف اردشير در خفيه بقتل رسيده و تراسيان ماكسىمين « 1 » كه هيكل مهيبى داشت مدت سه سال با لقب امپراطور از همان اردوگاه خويش حكمرانى كرده و بقدرى هم خشونت و سختى از خود بروز داد كه تمام مملكت از وى نفرت كرده و بالاخره او هم در نوبهء خودش بقتل رسيد و از آنوقت اغتشاش و هرجومرج در سرتاسر
--> ( 1 ) - Thracian Maximin .