سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

527

تاريخ ايران ( فارسى )

پرستش ميترا در اروپا چون تاثير ايران در اروپا به نظر ميآيد كه بيشتر بواسطهء پرستش ميترا يا ميثرا « 1 » بوده است بنابرين مناسب ميدانيم كه شرحى در اينموضوع بر سبيل اختصار مذكور داريم . ميترا ( مهر ) يكى از قديمترين خدايان آريان‌هاست . در سرودهاى ويدا در استعانت و استمداد تالى آهورامزدا قرار داده شده و در اوستا مقام واسطه را بين اهورامزدا و اهريمن حائز و يكى از بزرگترين ايزدها مىباشد كه براى انهدام شرور و بديها و حكمرانى بر جهان بواسطهء خداى مطلق آفريده شده است . او خداى نور است و چون نور و حرارت با هم توام هستند لهذا خداى افزايش ، برومندى و برخوردارى نيز هست . از تكامل و ترقى بيشترى كه مخصوصا در سلطنت اردشير درازدست حاصل شده معلوم مىشود كه او را حامى سلاطين و رب الجنود و خداى فتح و پيروزى نيز ميدانسته‌اند . ماه هفتم سال و روز شانزدهم از هرماه براى ميترا مقدس و روز عبادت شمرده شده و در تركيب اسامى پادشاهان مانند ميترادات ( مهرداد ) و سلاطين ديگر اسم ميترا ديده مىشود . چون دولت ايران شروع به توسعه و ترقى نمود مراكزى براى پرستش ميترا در بابل و ساير بلدان استقرار يافت . در بابل اين خدا را با شاماش « 2 » خداى خورشيد يكى ميدانستند و پرستش ميترا را رسوم ديگرى بود . پس از تجزيه و تقسيم كشورهاى اسكندرى سلسله‌هائى در پنت ، كاپادوكيه ، ارمنستان و كماژن برقرار گرديدند كه هركدام خود را از نژاد پادشاهان هخامنشى مىشمردند و بر اثر آن خدايان سابق ايران را پرستش مينمودند . بايد دانست كه پرستش مزبور در خارج آسيا تا مدتهاى متمادى بر مردم مجهول بوده است . يونانيان ابدا به آن عطف توجه نمينمودند و همين سبب بود كه آن به كندى پيش ميرفت ، معذلك اين همان مجسمه‌سازان يونان بودند كه نقوش برجستهء معروف

--> ( 1 ) - من بكتاب مهم « رموز ميترا » تاليف ( Cumont ) مراجعه كرده‌ام و نيز شرحى كه در دائرة المعارف بريتانى راجع به ميترا مذكور است از نظرم گذشته . در فصول 8 - 9 - 32 كتاب هم صحبت از ميترا شده است ( مؤلف ) . ( 2 ) - Shamash .