سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

512

تاريخ ايران ( فارسى )

بود بمنازعه و مناقشه ميپرداخت . او در صدد حملهء به آنجا بود كه خبر رسيد داهىها و بدويهاى ديگر به خاك او هجوم آورده‌اند ، ناچار شد كه بجنگ مهاجمين و دفاع از كشور خود بپردازد ، بعد از دفع اين فتنه عزت سلطان اديابن درگذشته و با برادرش منوبازوس « 1 » هم كه بجاى وى نشسته بود بلاش جنگ و نزاعى نداشت . لذا با تمام قوا متوجه تسخير ارمنستان گرديد . راداميست بار ديگر مورد حمله واقع شد و دوباره فرار نموده و سلطنت ارمنستان به تيرداد واگذار گرديد . بلاش و نرو 55 - 63 در اين هنگام كه نرو « 2 » با لقب قيصر بتازگى بر تخت نشسته بود اخبار اين محاربات در روم موجب پريشانى و تشويش خاطرها شده و تصميم قطعى گرفته شد كه براى اعادهء نفوذ و اقتدار روم در ارمنستان جدّا مشغول عمليات شوند . حقيقت اين است اگر دولت روم اقدامات بلاش را به نظر لاقيدى مينگريست هرآئينه لطمهء بزرگى بسيادت روم وارد ميشد . در 55 ميلادى لژيونهاى روم تحت فرمان كربولو « 3 » كه بهترين سرداران روز بود مهيا شدند كه بميدان جنگ بروند . بلاش بواسطهء شورشى كه پسرش وردان بر ضد او در كشور برپا كرده بود خود را آنوقت ضعيف ديده موقتا مصلحت ندانست كه با روميان مقابلى كند ، لذا به تكاليف آنها تن درداده حتى براى اطمينان خاطر آنها گروگان نيز بروم فرستاد ، ولى سه سال بعد كه پسرش را مقهور ساخته و ميتوانست با كربولو مقابلى كند فورا اعلام كرد كه ارمنستان بايد جزو پارت شناخته شود . اين اعلام درواقع اعلان جنگ بود . كربولو بيدرنگ حركت نموده و به ارمنستان كه بدبختانه از چندين قرن ميدان مبارزهء شرق نزديك بوده است داخل گرديد ، بلاش در اينموقع باز به شورش ديگرى در هيركانيا دچار گرديد . ناچار همّ خود را بدانطرف معطوف داشت . هرچند تيرداد كه از جانب او سلطان ارمنستان بود لژيونهاى روم را با قوائى كه داشت استقبال نموده و تا مدتى با آنها مشغول زدوخورد بود ، عاقبت در 58 ميلادى آرتاكساتا پايتخت و نيز دو سال بعد

--> ( 1 ) - Monobazus . ( 2 ) - Nero . ( 3 ) - Corbulo .