سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

507

تاريخ ايران ( فارسى )

برقرار نمود و چيزى نگذشت كه شورشى در ارمنستان برپا شد . فرهاد پادشاه پارت كه بانتظار چنين روزى بود به حمايت شخص ديگرى موسوم به تيگران كه براى سلطنت قبولى عامه داشت قيام و اقدام نمود . اگوست هرچند پير و كهن‌سال بود معذلك مصمم گشت كه نفوذ روم را در ارمنستان تثبيت كند و لذا پس از تأمل زياد كه انجام اين امر مهم را بكدام يك از سرداران خود محول دارد كايوس « 1 » نوه و پسرخواندهء خويش را با اختيارات تمام به طرف مشرق روانه داشت . قتل فرهاد چهارم 2 قبل از ميلاد و معاهدهء با روم 1 بعد از ميلاد از قرائن و امارات همچو به نظر ميرسيد كه مجددا بين اين دو دولت قدرت‌آزمائى به عمل آيد يعنى جنگ درگيرد كه بواسطهء قتل فرهاد بدست پسرش فرهاد كوچك فرزند ايام پيرى او از كنيز ايطاليائى موزا « 2 » نام اوضاع به كلى تغيير نمود . اين شاهزادهء پدركش بر تخت نشست ، اگرچه اگوست در ابتدا از شناختن او بسلطنت ابا نمود ولى عاقبت قرار بر اين شد كه در يكى از جزاير فرات از كايوس ملاقاتى به عمل آرد ، اين ملاقات و مصاحبهء تاريخى يك سال بعد از ميلاد واقع شد و فرهاد كوچك كه اساس شاهى او مخصوصا محكم و استوار نبود متعهد گرديد كه از آن ببعد بهيچوجه مداخله در امور ارمنستان ننمايد و روى شرط مزبور كه بر طبق آن صادقانه عمل شده قراردادى منعقد گرديد و بمناسبت آن جشن‌هاى مجلل و باشكوهى به پا گرديد . فرهاد كوچك ، ونن ، اردوان سوم فرهاد كوچك در نزد رعاياى خودش منفور بود و قسمتى از اين نفرت بواسطهء احترامات رسمى زيادى بود كه از مادرش به عمل ميآورد و حتى صورت مادر را در مسكوكات ترسيم نموده بود ، لذا چيزى نگذشت كه او را كشتند و بعد جانشين او ارد را نيز كه از خاندان اشك بود به او ملحق ساختند ، پس مجلس مغستان از دولت روم درخواست كرد كه ونن پسر بزرگ فرهاد را كه در روم ميزيست به پارت روانه دارد و او فرستاده شد . در به دو ورود مقدمش را گرامى داشتند ، اما عادت و خوى خارجى وى و نيز همراهان بيگانه‌اى كه از روم

--> ( 1 ) - Caus . ( 2 ) - Musa .