سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
500
تاريخ ايران ( فارسى )
كتاب اوستا باقيمانده بود جمعآورى نموده وى و جانشينانش عشق و علاقهء خاصى بمذهب زردشت نشان ميدادند . در نوشتجات فيلوستراتوس « 1 » كه از سال 172 تا 244 ميلادى ميزيست در وصف بابل كه قسمتى از آن نقل شده است ما ميخوانيم كه هياكل زرين خدايانى را كه ميپرستيدند اطراف گنبد نصب مينمودند و مانند ستارگان آسمان ميدرخشيدند و اين در همان اطاقى بود كه شاه براى داورى و حكمرانى مىنشست و نيز چهارچرخ افسونى زرين بود كه از سقف آويخته و با صورت نمسيس « 2 » رب النوع پادشاه را تحذير مينمودند كه خود را از ساير مخلوق برتر نشمارد ، اين چرخها زبان خدايان خوانده ميشده و بدست مغهائى نصب ميشدند كه در كاخ شاهى رفتوآمد و يا تقربشان بپادشاه زياد بوده است « 3 » . بالاخره از اين مسئله كه در سكههاى ازمنهء اخيره صورت پلاس « 4 » ، ارتميس « 5 » ، زئوس « 6 » و شايد هم اپالو ديده مىشود منقوش است ثابت ميگردد كه زمانى هم بر پارتيها گذشته است كه به بعض از ارباب انواع يونانيها رسما معترف و معتقد بودهاند . ادبيات پارتيها ادبياتى از خود دارا نبودند و همين مبرهن ميدارد كه آنها تا چهاندازه از صنايع و فنون زمان صلح دور بودهاند . ممكن است بعد از تصرف شهرهاى يونانىنشين ادبيات يونانى را فراگرفته باشند و البته اينمعنى در مظاهر و مناظر آنها اثرى بخشيده همانطور به ميليونها سكنهء اروپاى فعلى تأثير نموده است ، اين قول پلوتارك كه در پارت انواع بازيهاى يونان رواج داشت قابل بسى توجه است و اينمطلب محقق است كه تعليم زبان يونان در پارت وسعتى بسزا داشته
--> ( 1 ) - Philostratus . ( 2 ) - Nemses ( 3 ) - Philostratus , vit . Apoll . Tyan . 1 . 25 ( quoted from the Sixth Oriental Monarchy , P . 417 ) . ( 4 ) - Pallas . ( 5 ) - Artemis . ( 6 ) - Zeus .