سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

489

تاريخ ايران ( فارسى )

و سختىهائى كه در اين قسمت از آسيا داشته و بمخاطراتى كه بيش از مخاطرات او گرفتار بوده‌اند معهذا خودشان را به مأمن نجات رسانيده بودند . جنگ او در ارمنستان 34 - 33 محتمل است آنطونى به خيال ادامهء جنگ بوده است . ولى برگشت بنزد كلئوپاتر و ملاقات آن دلبر رعنا ديگر مجالى به او نداد كه به اجراى اين منظور بپردازد . در موسم زمستان پادشاه ماد كه در تقسيم غنائم رومى سهمى بطور دلخواه نبرده بود جرئت كرده زبان بشكايت و ملامت كردن و ايراد گشود . چون از خشونت مزاج و سبعيت طبع فرهاد آگاه بود خود را مورد تهديد ديده ناچار بناى طغيان را گذاشت ، او رسولى به اسكندريه نزد آنطونى فرستاد و به او وعدهء همه نوع همراهى داد . سردار روم كه خيلى مايل بكشيدن انتقام از پادشاه ارمنستان بود اين اظهار موافقت را غنيمت دانسته و پيشنهادى كه كرده بود با كمال ميل پذيرفت . بالاخره در سال 34 قبل از ميلاد بغتة به ارمنستان تاخته و با حيله‌هاى جنگى ارتاواسدس را گرفتار كرد . پس از آن به نهب و غارت پرداخته و در هرجا قشونى پادگان گذاشته بمصر معاودت نمود . او در سال 23 قبل از ميلاد بار ديگر بدين حدود خود را ظاهر ساخته و به رود ارس رسيد ، او قراردادى با پادشاه ماد بسته و بر طبق آن قسمتى از ارمنستان را بر قلمرو وى افزود ، دسته‌اى از پياده‌نظام روم را هم تحت اختيار او گذاشت . اما براى اينكه مقام خود را در مقابل اكتاويوس محفوظ دارد ناچار موضوع پارت و پارتيها را از نظر انداخته تمام قواى خود را متوجه روم ساخت . ظن قوى آن است كه فرهاد در اينموقع كه به حال خود گذاشته شده بود براى انتقام از پادشاه ماد فرصتى بدست آورده آن دست‌نشاندهء عاصى را مقهور نموده و محبوس ساخته است ، سپس به اتفاق ارتاگزياس پسر ارتاواسدس به ارمنستان تاخته و بلادى را كه در تحت محافظت قشون روم بود ولى از جائى بدانها كمك نميرسيد از تصرف آنان خارج ساخت ، لشكريانى را كه پادگان آن نواحى بودند همه را اسير نمود . در اندك زمانى ارمنستان به حال سابق خود برگشته و از تبعيت روم خارج گرديد ، معلوم است كه بواسطهء اين جنگها و پيشرفت‌ها اعتبار دولت پارت بيش از پيش رو بفزونى نهاد ، زيرا