سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
487
تاريخ ايران ( فارسى )
پايتخت آنجا را به تصرف درآورد ، چه حكمران آنجا از متفقين پارت است و از اينجهت يك كار بزرگى از پيش برده خواهد شد . انطونى با اين پيشنهاد موافقت نموده و چنين معلوم مىشود كه نميدانست قشون پارت در آنجا حاضر خواهد بود . پس او قشون خود را دو قسمت نموده قسمتى كه مشتمل بر باروبنه و ماشينآلات محاصره بود به عقب گذاشت و خود با قسمت ديگر بتعجيل پيش رانده و بسوى پراسپا شتافت ، مقصود او اين بود كه بىخبر به آن شهر حمله برده و آن را به تصرف بياورد ، ولى وقتى كه به آنجا رسيد ديد رسيدن بمقصودى كه در نظر گرفته بود ناممكن و بالاخره احتياج به ماشينآلات محاصره پيدا كرده مجبور شد كه بانتظار رسيدن آنها بنشيند . در اين ميانه پارتىها همانطور كه انتظار ميرفت دنبال قشون انطونى را گرفته و چون بلاى ناگهانى بر سر استاتيانوس كه ستون دوم تحت حفاظت و فرمان او گذاشته شده و از عقب حامل آلات و ادوات محاصره بود ريخته و كاملا فاتح درآمدند چه در همان وهلهء اول او را با هزار نفر رومى كشتند و تمام ماشينآلات و اسباب محاصرهاى كه با او بود همه را تصاحب نمودند . معلوم است اين حادثهء غيرمترقبه يك ضربت خيلى سختى بوده كه بر آنطونى وارد و باعث اندوه تمام روميان گرديد . ولى رستاخيز وقتى شد كه پادشاه ارمنستان متحد او هم خلاف عهد كرده با قشون خود از او جدا گرديد و بدنبال كار خودش رفت . بالجمله تمام سعى و كوشش او در تسخير آن دژ مستحكم طبيعى بهدر رفت . خواربار رو به كمى گذاشت . قشون پارت به عادت مألوف خود بجنگوگريز پرداخت . چندانكه آنطونى تلاش كرده كه با دشمن در ميدان جنگ روبرو شود ممكن نشد . موسم پائيز هم دررسيد و روزانه موقع خطرناكتر ميشد . پس براى اينكه حيثيت و آبروى خود را به ظاهر حفظ كرده باشد به پارتيها پيغام داد كه اگر بيرقهائى را كه از كراسوس گرفتهاند مسترد دارند و اسراى رومى را رها كنند محاصره را ترك خواهد گفت . در جواب اين اظهار غير از سخريه و استهزا چيزى نشنيد . بالاخره مصمم گشت كه كوچ كرده مراجعت نمايد ، اين مراجعت از دو راه ممكن بود صورت گيرد ، يكى از اين دو راه راهى كه طرف مشرق درياچهء رضائيه بوده است كه آب آن قابل