سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

481

تاريخ ايران ( فارسى )

به عمل نيايد و از اينرو در مراجعت از مصر نام نيكى از خود در حسن نيت و لياقت و كفايت بيادگار گذاشت . قبل از جنگ داخلى ، او بهواخواهان قيصر ( سزار ) كه در سنا مدافع ملت بودند امداد مينمود و در جريان محاربات ، او در ميدان فارسال فرمانده جناح چپ بوده و خدمتهاى شايانى به قيصر كرد . اينمرد بعد از قتل ولينعمت خويش تمام نوشتجات و اسناد و نيز وجوه نقد او را خود تصاحب نموده و تا وقتى كه اوكتاوين بعنوان وارث حقيقى سزار به روى كار نيامده بود رئيس و جانشين آن خانواده بوده است ، زمانيكه اين دو باهم بناى نزاع و جدال را گذاشتند اوكتاوين بر انطونى غالب آمده و او را به طرف كوهستان الب راند ، ليكن چيزى نگذشت كه او با هيفده ليژيون كه تحت فرمان خود جمع كرده بود برگشته و بالاخره اوكتاوين را مجبور به صلح كرد . پس هردو سردار باهم متحد شده براى جنگ با بروتوس « 1 » و كاسيوس « 2 » بمقدونيا حركت كردند . در 42 قبل از ميلاد پيروزى كه در جنگ فيليپى نصيب آنها شد قسمت عمدهء آن مرهون عمليات انطونى بوده است ، چه اوكتاوين تا ايندرجه عليل بود كه با تخت روان او را حركت ميدادند . بعد از اين فتح انطونى به سمت مشرق حركت كرد و چنان خراج سنگينى بمشرقيها تحميل كرد كه وقتى بطور اغراق به او گفتند كه آسيا دويست هزار طالان براى خدمات شما حاضر كرده است ، او هم بدون پروا گفت « اگر اين مبلغ را نداده‌اند از متصديان آن مطالبه كنيد و اگر داده‌اند و مصرف شده است پس ما خراب و ورشكست خواهيم بود » . كثرت اسراف و تبذير و افراط در خودنمائى و نيز غرور و بىپروائى او حدّى براى فشار و سخت‌گيرى اهالى بلاد مشرق باقى نگذاشت و چيزى كه كسر داشت همانا وجود كلئوپاتر « 3 » ملكهء مصر بود كه او نيز در اينموقع با كشتى به سيدنوس بر انطونى وارد شده و آن عرصه را جلوگاه حسن خود قرار داد و ترجمهء شعرى كه شكسپير در اينباب گفته بشرح زير است : « كشتى كه كلئوپاتر در آن نشسته بود مانند سريرى درخشان در ميان آب افروخته ، سكان كشتى از طلا و شراع آن ارغوانى بود » و از اينوقت

--> ( 1 ) - Brutus . ( 2 ) - Cassius . ( 3 ) - Cleopatre .