سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
476
تاريخ ايران ( فارسى )
و نمايشى كه هنگام وارد كردن سر او داده ميشد شرحش را خاتمه ميدهد . در اوقات عروسى پاكاروس پسر ارد با خواهر ارتاوسدس مجالس جشن و ضيافتى كه منعقد ميشده در يكى از اين مجالس بازيگران و آكتورها باككاى اورپيد « 1 » ( يكنوع درام ) را نمايش ميدادند و مدعوين و تماشاچيان از آن كيف ميكردند كه در اين هنگام سر كراسوس را در ميان آنها انداختند . اينجا پلوتارك مينويسد كه پارتيها از ديدن آن غرق شعف و شادى گرديدند . . . ژازن « 2 » آكتور يونانى سر كراسوس را بدست گرفته با حال هيجانى پر از شور و شعف بيتى از ابيات درام مزبور را مناسب حال خواند كه آن بشرح زير است - « ما امروز شكار قوى پنجه و باقوتى را صيد كرديم و يك نخجير عالى و نجيبى را از كوهستانها بدينجا آورديم » . از اين مناسبخوانى تمامى اهل مجلس لذت بردند . حملهء پارتيها به سوريه 51 - 50 قبل از ميلاد جنگهائى كه در طول قرنهاى زياد بين مشرق و مغرب روى داده از ميان آنها جنگ كاره يا حران بيشك داراى اهميت زياد مىباشد چه آن اعتبارات از دسترفتهء دولت مشرقى را برگردانيد و اقتدار نمايندهء معظم دولت مغربى را ضعيف نمود ولى بايد دانست نتايجى كه از اين جنگ حاصل شد از چندين حيث به قدر اهميت آن يا آنقدريكه پيشبينى ميشد نبوده است و سبب آن هم اين بود كه اولا قشون پارت جز در جنگ جلگه و دشت باز مهارت و هيبتى نداشت و ثانيا سپهسالاريرا كه منتهاى كفايت و لياقت را از خود بروز داده بود بىجهت از ميان برداشتند . كاسيوس رياست باقيماندهء قشون كراسوس را خود به عهده گرفت ، سوريه اينوقت سر بعصيان و شورش برداشته بود ليكن دولت پارت قريب دو سال روميان را واگذاشت كه توانستند در اين مدت شكستى كه خورده بودند آن را جبران و تلافى كنند زيراكه پارت در اين مدت بدينقدر قناعت مينمود كه فقط دستجات چندى كه براهزنان و يغماگران همانند بودند بسروقت آنها ميفرستاد و از طرف ديگر دولت مركزى روم هم بواسطهء جنگ خطرناك داخلى نميتوانست در اين موقع كمك بحكومت سوريه نموده نيروى كمكى
--> ( 1 ) - Becchae of Euripides . ( 2 ) - Jason