سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

473

تاريخ ايران ( فارسى )

پارتيها در اول خواستند كه با سواران سنگين اسلحهء خودشان به گروهان مربع روميان حمله ببرند ولى دفعة از اين قصد منصرف شده از روى بصيرت شيوهء جنگى مخصوص خود را عازم شدند به كار ببرند ، باينمعنى كه پس از حملهء اول عقب‌نشينى و گريز را بهانه كردند و به اطراف پراكنده شدند و گروهان مربع روم را احاطه كردند و بعد آنها « تدابير حربى پارتى » را كه بعدها بدان معروف بودند ظاهر ساخته يك دفعه بناى حمله را نهادند و روميان را كه تنگ بهم چسبيده بودند با تيرهاى كشندهء خود بشدت تيرباران كردند ، لژيونهاى رومى حمله بردند اما آن در اينمورد سودى نداشت چه سواران پارت بدان سرعت كه حمله مىآوردند فرار ميكردند . كراسوس كه حال را بدينمنوال ديد به پسر خود پوبليوس « 1 » فرمان داد كه جلو حملات سواران پارت را بگيرد و نگذارد قشون را به كلى محاصره كنند ، پوبليوس كه از كشور گول « 2 » به او ملحق شده و در آنجا او زير دست قيصر خدمت كرده امتيازاتى در علم جنگ حاصل كرده بود با هزار و سيصد سوار و نيز جمعى تيرانداز و يكدستهء پانصد نفرى از پياده‌نظام براى تقويت سواران بقشون پارت حمله كرد . سواران سبك اسلحهء پارتى گويا براى بدام انداختن او از جلو در رفته و رو بفرار نهادند . اين جوان رشيد كه خود را فاتح تصور مينمود دشمن را تعاقب كرد و پياده‌نظام هم ويرا حمايت مينمود . ليكن پارتيها يك دفعه به عقب برگشته و به وضع مهيبى رو بدشمن نهادند ، خاك و غبار زيادى برانگيخته به حدى كه فضا را تيره نموده بود كه تگرك تير بر روميها باريدن گرفت ، سواران سنگين اسلحه هم بعد بمدد رسيده از همه طرف آنان را محاصره كردند . در اين رستاخيز با وجود رشادت حيرت‌انگيز سواران گول پوبليوس كه پياده شده زير سواران پارتى خزيده شكم اسبها را با شمشير ميدريدند و حتى نيزه‌ها را از دست آنان گرفته و از اسب بزيرشان ميكشيدند معهذا تمامى اين سپاه رومى كه در عده از دشمن خيلى كمتر بود مغلوب و معدوم گرديد و پوبليوس نيز به زخم تير از پا درآمده و بعد بسلاحدارش امر كرد با زخم ديگر كارش را تمام كند . كراسوس مصمم گشته بود كه فرمان پيشرفت و حملهء عمومى بدهد كه در اين هنگام

--> ( 1 ) - Publius . ( 2 ) - Gaul .