سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
471
تاريخ ايران ( فارسى )
بعيش و عشرت معتاد مخصوصا در سفرها هزار شتر باروبنهء خاصهء او را حمل مينمودند و دويست ارابهزنان و رامشگران و خدمهاى را كه وسايل و اسباب عيش و آرامش او بودند حركت ميدادند و معهذا در هنگام كارزار و مقابلهء با حوادث به فعاليت و پشتكار و نيز كفايت و رشادت مسلم بود . اين سردار لايق پس از اتمام اين جنگ و تحصيل اين فتح بزرگ ، ارد بدرجهاى از نام و شهرت وى خائف گرديد كه به پاداش اين خدمت او را بقتل رسانيد . در مقايسه ما بين قشون پارت و روم بايد دانست كه قشون سوارهء پارت بر دو قسم بود سبك اسلحه و سنگين اسلحه ، اما قسم اول و آن بجلادت و هنرمندى مشهور و حتى در اشعار هوراس « 1 » موضوع ستايش و تعريف است ، آرى اسبان آنها سريع - السير و جهنده و اسلحهء آنها منحصر به تير و كمان و از اوان كودكى آنها را بتيراندازى در شدت تاخت هنگام رفتن بجلو و يا برگشتن به عقب « 2 » تربيت كرده بودند و از اينرو در جنگها بارهاى شتر از تيرهاى نازك با آنها حمل ميكردند و وقتى كه استعمال آنها لازم ميشد ويژه در موقعى كه با پيادهنظام رومى مقابل ميشدند بواسطهء مهارت در تيراندازى بطور قيقاچ گاهى بحمله و گاهى بگريز فوق العاده خطرناك بودند و اما قشون سنگين اسلحه و آن به كلى بر خلاف اين بود چه اسلحهء آنها شبيه به اسلحهء سركردگان فرنگ در قرون وسطى بود . اسبهاى آنها حامل بر گستوان و خود سواران در زره و چهار آينه مستور و اسلحهء عمدهء آنها نيزههاى ضخيم و در ميدان جنگ بصف حركت ميكردند چنانچه قشون حريف مانند آنها مسلح نبود مسلما مقهور ميشد . پيادهنظام روم كه شهرت داشت و قسمت عمدهء قشون هم مركب از آنها بود براى جنگ نزديك و دستبدست تعليم يافته بودند و شاهكار آنها پرتاب كردن زوبين بود و پس از آن با صفوفى كه تنگ بهم چسبيده بودند دست بشمشير ميآختند ولى بايد دانست
--> ( 1 ) - Horace ( 2 ) - ايرانيان روى اسب در حال تاخت با كمال دقت و مهارت تير مياندازند . تيراندازى آنها در اين حال از عقب طوريست كه سوارهنظام اروپائى را بحيرت مياندازد اما شك نيست كه با استعمال زين اروپائى اين كار از آنها ساخته نيست ( مؤلف ) .