سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
459
تاريخ ايران ( فارسى )
سردار روم تسليم گرديد . اين جنگ كه عموما معروف بجنگ اول مهرداد مىباشد بدين طريق خاتمه يافت . جنگ دوم مهرداد چندان اهميتى نداشت ولى جنگ سوم مفصل و طولانى بود . مهرداد كه از اوضاع و احوال روم خوب اطلاع بهمرسانيد و از مرگ سولا و فتوحات سرتوريوس « 1 » در اسپانيا كه با او بناى اتحاد و دوستى را گذاشته قراردادى در 75 قبل از ميلاد بسته بود آگاهى يافت و نيز از فتنه و آشوب روم يعنى جنگ خستهكننده بر عليه غلامان و شمشيربازان كه در زير فرمان سپارتاكوس « 2 » جمع شده بودند مستحضر گرديد موقع را ( بالنتيجه ) مساعد ديده در سال 74 قبل از ميلاد اقدام بجنگ نمود . او حمله به بىتىنيه برد كه پادشاه آن به اتاليد « 3 » اخير پادشاه پركاموس تأسى جسته قلمرو خود را در وصيت به ارث جمهورى روم گذاشته بود . در ابتدا غلبه و پيشرفت باز با مهرداد بوده است . ليكن وقتى كه لوكولوس سردار روم بميدان آمد سپاه پنت را كه بمحاصرهء كىزيكوس « 4 » مشغول بود محصور نمود ، شكستى سخت بر آنها وارد آمده ( روميان قسمتى را كشته يا اسير كردند ) و معدودى كه جان بدر بردند به لامپ ساكوس « 5 » گريختند . در اينموقع نيروى دريائى مهرداد نيز از طوفان خراب و از كار افتاد . در طول سال 73 قبل از ميلاد و سال بعد لوكولوس در پنت بعمليات جنگى پرداخته تا آنكه مهرداد ناچار شده به ارمنستان پناهنده گرديد . تيگران پادشاه ارمنستان در اين ميانه غرور و نخوتى بخرج داد كه آن منجر به استيصال و سقوط او گرديد ، توضيح اينكه در مقابل تقاضاى سردار روم از تسليم كردن مهرداد پدرزن خود ابا و امتناع نمود و هنگاميكه ليژيونهاى روم در سال 69 داخل ارمنستان شدند او از روى حقارت ميگفت « اين روميها اگر بعنوان سفارت آمدهاند خيلى زياد و اگر براى جنگ آمده باشند خيلى كمند » ولى پس از آراستن صفوف و اشتغال بجنگ سپاهش مانند كاه از جلو روميها پراكنده شده و به سمت مشرق فرار كرد . در سال بعد نيز با تهيهء تازه وارد جنگ گرديد كه دوباره شكست يافت و اگر قشون
--> ( 1 ) - Sertoriws . ( 2 ) - Spartacus . ( 3 ) - attalid . ( 4 ) - Cyzicus . ( 5 ) - Lampsacus .