سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

448

تاريخ ايران ( فارسى )

داشتند گرديد ، سپس اين كشور پهناور به چندين ايالت تقسيم شد كه هميشه باهم بزدو خورد اشتغال داشتند ليكن پس از چندى كه از اين ميانه گذشت شخصى شجاع و نامدار موسوم به تسين « 1 » از ميان برخاسته و بالاخره اقتدارات مركزى را تجديد نمود . بزعم جمهور او همان شخصى است كه بانى ديوار چين گرديد و سدى در مقابل تهاجمات و حملات طوايف وحشى صحراگرد بنا نمود و از اين راه در طريق نهضت و مهاجرت آنها تغييراتى حاصل گشت . در دو قرن قبل از ميلاد چين براى دفعهء اول يك دولت معظم جهانگيرى گرديد و در همان اوان طوايفى كه در تاريخ چين معروف بودند به هون‌نو « 2 » يا هونها با طوايف صحرانشين مجاور موسوم به يوئه‌چى جنگيده و آنها را به سمت مغرب تا رودخانهء ايلى « 3 » راندند . در اين‌جا آنها بطوايفى برخوردند قوى و نيرومند و چون ديدند كه نميتوانند بر ايشان ظفر يابند لذا به طرف جنوب رانده شده و در حدود طايفهء سكا فرود آمدند ، طايفهء اخير الذكر در سال 163 قبل از ميلاد از اراضى خود مهاجرت كرده در سواحل رود تاريم « 4 » مسكن گزيدند . سكاها به نوبهء خود به سرداريه هجوم برده دولت يونانى باختر را منحل و تارومار كردند . مهاجرت و حركت طوايف يوئه‌چى سبب گرديد كه طوايف وحشى ديگرى كه از پشت سر به آنها فشار آمده و رانده ميشدند مانند امواج دريا پىدرپى بممالك جنوبى كه نسبة متمدن بودند هجوم برده تا اراضى تازه‌اى بدست آورده و در آنجاها سكنى گزينند . گرچه اين مهاجرت‌ها و تهاجمات خوش‌بختانه در يكوقت صورت نميگرفته بلكه بمرور زمان واقع ميشد اما در توليد خطر غيرقابل تدارك همه باهم شريك بودند ، چه هرناحيه‌اى را كه تارومار كرده در آنجا جايگير ميشدند ناحيهء ديگر دچار همان فتنه و بليه ميگرديد و به همين ترتيب تمام عالم تمدن از اين نهضت و جنبش در معرض مخاطرهء هتىها يا طوايف وحشى صحراگرد بودند كه از خصايص آنها اين بود كه پيران قبيلهء خود را كشته و از گوشت آنها تغذى مينمودند و نيز زنان در ميانشان

--> ( 1 ) - Tsin . ( 2 ) - Hiung - Nu . ( 3 ) - Ili . ( 4 ) - Tarim .