سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

442

تاريخ ايران ( فارسى )

غصب كرد . يهود از اين تجزيهء سلطنت استفاده كرده به ازدياد قوه و تحكيم موقع خود پرداختند تا اينكه يهوديه كه حكومت‌نشين مختصرى بود مطابق نوشتهء يوزفوس ترقى كرده مركز سلطنت قرار گرفت . تقريبا در يكصد و چهل قبل از ميلاد دمتريوس كه آنوقت در بيست سالگى بود عازم حمله بممالك شرق گرديد . اگرچه رقيبى مثل تريفون در داخل داشت و بر دشمن خانگى هنوز فائق نيامده بود و البته بعد از حركت او رقيب مزبور بلامعارض ميماند ولى او اميد داشت كه از اين سفر جنگى با خزينهء پرو يكعده سربازان مجرب و كار آزموده مراجعت خواهد نمود . مهرداد اول و دمتريوس دوم دمتريوس وقتى كه اقدام به اين جنگ شگفت‌آميز نمود بين - النهرين هنوز در تصرف وى بود و بابل را كه سابقا يعنى در سال 144 قبل از ميلاد در تصرف داشت و بعد از آن تاريخ پارتيها گرفته جزو قلمرو خود كرده بودند ولى چندان توجهى در نگاهدارى آن ننموده و بالاخره بجاى خود باقيمانده بود ، يونانيانى كه در اين محل سكنى داشتند بمناسبت نژاد و جنسيت هميشه طالب و طرفدار خاندان سلكوس بوده و از دولت پارت كه دولتى تازه بود راضى و خوشنود نبودند و لذا در اين موقع از هرطرف هجوم آوردند و دور دمتريوس را گرفتند و او در چند جنگ هم بكمك آنها بر پارتيها غالب آمده و فتح نمود . باختريان هم بواسطهء اينكه پارتيها را به خود مشغول كرده بودند اينهم باعث تقويت و پيشرفت كار او بوده است . مهرداد كه حريف را پرزور ديد يعنى ديد كه قواى متحدين چندين برابر قواى او هستند بجنگ‌وگريز و بالاخره بحيله‌هاى جنگى متوسل گرديد . او پيشنهاد صلح نمود و آن مورد قبول هم واقع گرديد ولى هنگاميكه مذاكرات صلح در جريان بود ناگهان بر دشمن تاخته لشكرش را مغلوب و خود دمتريوس را دستگير ساخت و اول كارى كه با او كرد اين بود كه ويرا براى نمايش دادن فتح و ارائه و اشاعهء اسارت و مقهوريت او شهربشهر گردانيد و بعد او را در هيركانيا ( گرگان ) منزل داد و با او چنان