سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
432
تاريخ ايران ( فارسى )
دروازههاى خزر و اراضى مادراجيانا بنا نمود ولى بايد دانست كه توسعهء پارت و ترقى آن از درجهء ايالت بكشور و مملكت در زمان سلطنت مهرداد برادر و جانشين وى بوده است و بالاخره او اين گوى افتخار را ربود . دولت باختر 205 - 170 قبل از ميلاد براى فهم وقايعى كه مربوط بتاريخ ايران است در اينجا لازم ميدانيم ذكرى بر سبيل اجمال از دولت باختر نمائيم ، اين دولت از سمت جنوب بجبال هندوكش و از سمت شمال بوادى جيحون اتصال داشته است ، اوتيدموس « 1 » پادشاه آنجا و جانشين مقتدر او دمتريوس از هندوكش عبور نموده درنتيجهء يك رشته جنگهائى كه نمودند افغانستان شرقى و قسمتى از پنجاب را بمتصرفات خود افزودند . بعلاوه روابط بازرگانى را نيز از هرطرف وسعت و بسط دادند ، ولى اين ترقى چندان دوام ننمود زيرا كه براى دمتريوس مدعى داخلى پيدا شده و مقهور وى گرديد و اين كشور كوچك كه بواسطهء جنگهاى دوردست در مضيقه و فشار واقع شده بود جنگهاى داخلى نيز مزيد بر علت شده و بالاخره رو بضعف و انحطاط نهاد . اين مطلب از نظر دولت پارت داراى اهميت فوق العاده بوده است كه فعاليت مهاجمانهء باختر عوض توجه به مغرب به طرف هند متوجه شده است ، دولت يونانى باختر در آخر اين دورهاى كه تحت دقتنظر است در يك وضعيتى بود كه به غير اينكه از حدود متصرفات اصلى خود دفاع كند و يك چندى نيز متصرفات جديدش را نگاهدارد از عهدهء كارى برنميآمد ( يعنى از حال تعرض به كلى افتاده بود ) . خلاصه : در اين فصل ( فصلى كه به آخر رسيد ) صحبت ما از كشورهائى بود كه از هم به كلى دور بودند . ملاحظه كنيد دولت و كشور پارت در مشرق نسبت بروم واقع در غرب بدرجاتى بسيار فاصله داشته است ، ما بين اين دو سرزمين كه رو بترقى و تعالى ميرفتند يونان بود كه هيچگاه در مقابل خطرى مشترك حاضر باتحاد و اتفاق نبوده است و همين نقص هم باعث بربادى وى گرديد . آسياى صغير نيز در اينوقت منقسم به ايالات و دولتهائى ميشد كه همه در درجهء دوم بودند و مهمتر از همه در
--> ( 1 ) - Euthydemus .