سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

406

تاريخ ايران ( فارسى )

مگر انهائيكه بميدانهاى جنگ نزديك يا با شهرهاى يونانىنشين مجاور بودند ، ظن غالب اينست كه آزادى در ميان ايلات و عشاير دائر و ظلم در ميان سكنهء دهات و بلوكات جارى بوده است ، بتجربه بر من معلوم گرديده است كه كوه‌نشينان سيار بواسطهء سختى جا و مكان و عدم دست‌رسى حكومت به آنها از آزادى برخوردار و متمتعند بر خلاف كسانى كه در قرا و دهها ساكنند كه هميشه در معرض ظلم و تعدى واقع ميشوند ، چه در آسيا ظلم نشانهء قدرت است و در حقيقت در اروپا هم تا اين اواخر جريان امور به همين منوال بوده و ظلم و تعدى عموميت داشته است . اين مسئله بر ما پوشيده است و نميدانيم كه يونانيت ايرانيان تا چه حد و چه اندازه بوده است ، از مسطورات نويسندگان يونانى چنين مستفاد مىشود كه چندين شهر يونان‌نشين در مغرب ايران كه از آن جمله اروپوس « 1 » و هراكله هردو در يك موضع‌هاى سوق الجيشى نزديك رى بنا شده چنان كه پولوبيوس « 2 » ميگويد « اسكندر مصمم گشت كه سدى در جلوى تعرض وحشيها بنا كند و بر اثر آن سرزمين ماد پر از شهر هاى يونانىنشين گرديد « 3 » » احتمال ميرود كه يكرشته شهرها يا دژهاى يونانى بين ماد و باختر وجود داشته است و ما ميدانيم كه اسكندر مستعمره‌نشين‌هاى زيادى در آن نواحى خيلى دور قرار داده و بعد رفتارى كه با آنها هنگام مراجعت باوطان خودشان شد چقدر سخت و بيرحمانه بوده است . در پرسيس « 4 » كه تا حدى در كنار باقيمانده مىشنويم شهرى بود موسوم بانطاكيه و نيز در كارمانيا كه عبارت از كرمان كنونى است اسكندريه‌اى بنا شده بود كه همچنانكه ذكر شده همان گولاشكرد ده كوچكى است در شمال شرقى بندر عباس و من مخصوصا آن را ديده‌ام ، در سيستان محل پايتخت بدست اسكندر بنام پروفتاسيا « 5 » جزء كولونى و مستعمره‌نشين يونانى قرار گرفت و بالاتر از آن در طرف شمال نيز اسكندريه‌اى در كنار هرىرود بنا نمود و در همين ناحيهء نسبة حاصلخيز دو شهر يونانى ديگر هم تحت توجهات بعض از خاندان سلوكى بنا گرديد ، در خاتمه

--> ( 1 ) - Europos . ( 2 ) - Polybius . ( 3 ) - پولى بيوس 10 - 27 - 3 ( مؤلف ) . ( 4 ) - Persis . ( 5 ) - Prophthasia .